دنيا زير گوشم زمزمه می‌كند!

دنيا زير گوشم زمزمه می‌كند!

نویسنده : kianaz

فصل‌ها مي‌گذرند، روزها مي‌روند، ثانيه‌ها منتظر گذشتنند. آدم‌ها مي‌روند، گرگ‌ها مي‌درند. هر كس مشغول كاري ست اما همه آن‌ها نقطه‌اي مشترك دارند، آن هم دل سنگي‌شان است.

سرد شدند چون دنيا رنگ گرمي را نشان‌شان نداد. سنگ شدند چون دنيا مهرباني را نشان‌شان نداد. دنيا پر شده، ديگر جاي ندارد، اعلام تكميل ظرفيت كرده! زير گوشم آرام مي‌گويد برو اين دنيا چه دارد كه پايش نشستي؟!

خدا در آن دنيا، پشت در قيامت انتظارت را مي‌كشد چرا نمي‌روي؟! چه مي‌خواهي از اين دنيا؟ پول، مقام، ثروت؟ برو... كاري داري؟! دلت كه سنگي شده، رنگ مهرباني را درونت نمي‌جويم، بگو چرا هنوز مانده اي؟

نمي‌دانم... به دنبالش هستم. دنبال كمي محبت، زيبايي، مهرباني. ولي شايد سال‌ها طول كشد تا پيدايش كنم اما منتظرش مي‌مانم .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
خدا در آن دنيا، پشت در قيامت انتظارت را مي‌كشد، ترسناکه
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
ترسناك ؟!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
تنها جایی که آدم رو راضی می کنه بهشته و خدا هم خوب میدونست...برا همین بهشت رو آفرید برا آدم...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
بله ...
narin_goli
narin_goli
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
چه زیبا
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات