پایان شب سیه سپید است؟!

پایان شب سیه سپید است؟!

نویسنده : زهرا خدائی

مثلا قرار بود تغییر رشته بدهم. مثلا قرار بود بعد از فارغ التحصیلی در کارخانه‌ی همان دانشگاه مشغول به کار شوم. مثلا قرار بود بعد از استخدام شدن پول‌هایم را جمع کنم و از آن برای خرج زندگی‌ام استفاده کنم. مثلا قرار بود خیلی کارها بکنم، اما نشد! به همین سادگی ...

من از اول دوست نداشتم بروم دانشگاه ِپولی، از اول هم خوشم نمی‌آمد از تغییر رشته، اما خودشان تشویقم کردند، خودشان گفتند خوب است برو، خودشان ذوق را در دلم بوجود آوردند، خودشان گفتند رشته الانت به درد نمی‌خورد برو این‌جا بهتر است. اما بعدش ناگهان هر چه شک و دو دلی بود به سراغ‌شان آمد، با شک و دو دلی‌شان ذوقم را کور کردند، بی انگیزه‌ام کرده‌اند، مرددم کردند و این‌گونه شد که هنوز ثبت نام نکرده انصراف دادم، یعنی مجبورم کردند انصراف بدهم و این‌گونه شد که قرار شد باز هم بنشینم گوشه خانه و عرض خانه را طی کنم. چه کسی جواب ِ این لحظه‌های عمرم را می‌دهد؟ چه کسی جواب ذوق ِ کور شده‌ی من را می‌دهد؟

سخت است، خیلی سخت است که برای خودت آرزوهایت را آجر به آجر بچینی و شاهد باشی که کم‌کم در حال برآورده شدن هستند، بعد ناگهان بیایند و آجرهایت را پرت کنند گوشه‌ای، طوری که خرد شوند، تکه تکه شوند، طوری که فقط بغض کنی و نگاه کنی و هیچ نگویی .

و من جوانی هستم که به هر دری زد برای کار پیدا کردن اما هنوز دری به رویش باز نشده، جوانی هستم که به هر دری زد تا پدرش را راضی کند برای ادامه تحصیل در رشته خودش اما پدرش در را محکم به رویش بست و گفت نـــــه! جوانی هستم که در دلم هنوز جوانه امید زنده است، چون دلم به خدایی خوش است که آن بالا نشسته و حواسش به من هست و تلاش‌هایم را می‌بیند و مطمئنم او هیچ وقت هیچ دری را به رویم نمی‌بندد .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
همممم پس شما هم خانه دار شدید مثل ما :)))) مبارکه :)
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
ممنون بسی :))))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
مگر رشته خودتون چیه؟ آیا اصلا بازار کار یا آینده ای براش متصور نیستید؟
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
تولید گیاهان دارویی ف متاسفانه در شهر خودمون نه زیاد ، به یک پشتوانه نیازه که متاسفانه من فعلا ندارم ...
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
حتی جهادکشاورزی هم رفتم ولی گفتن نیرو نمیگیریم ، مرکز تحقیقات هم همینطور ...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
یادمه یکبار دیگه هم یک یادداشت در مورد شغل نوشته بودید. درست میگم؟
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
بلی :)
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
بلی :)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
مگه رشتت چیه حناجون؟؟ناراحت نباش،الان هیشکی کارنداره!
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
تولید گیاهان دارویی :) ، اون که بعله :))))
باران
باران
٩٤/٠٨/٠١
٠
٠
الان چه اونایی میرن دانشگاه چه اونایی که نمیرن بیشترشون خانه دار میشن ها :) دی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٠٢
٠
٠
خب یه عده هستن که اصلا دنبال کار نمیرن یه عده هم هستن میرن ولی به در بسته میخورن ، بستگی به خود طرف داره :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/١٥
٠
٠
سلام خسته نباشید:-)نکته ای مدنظرم بود که تمایل دارم به شما توصیه کنم پاسخ دادن علیه کامنتها امری اختیاری است اما این دلیل مناسبی نیست که شما در برابر تمام کامنتهایم پاسخ ناپسند بدهید بعد از قضیه اقای کاربری قول دادم با کسی بحث نداشته باشم پس اجازه بدهید سر این قول باقی بمانم چون گاها ناگریز میشوم دور از ذهن نیست که کامنتهایی که سبب ناراحتی شما میشود نظر جدی من در قبال متن هاست و احساس بدی نسبت به کاربران را در پی ندارد و نخواهد داشت چون سایت و کاربران را دوست دارم مرسی:-))
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٨/٢٠
٠
١
با اینکه می تونم جوابتو ندم ولی ترجیح میدم منم حرفامو بگم . اولاً اگر ناپسندی اون چیزیه که من میگم پس کامنتای شما چیه ؟ حرف دلت رو میتونی بهتر هم بیان کنی جوری که به طرف مقابل توهین نشه ، رک بودن و صریح بودن خوبه اما میشه محترمانه هم بیانش کرد . انتقاد هم همینطور ، کار تو بیشتر شبیه اینه با طرف سر جنگ داری و ازش طلب داری این همه منتقد توی هر زمینه تو ایران هست تا جایی که ازشون نقد خوندم تا حالا ندیدم طرف مقابل رو بکوبونن ، اونایی هم که معمولا تند نقد کردن بعدش حتما عذرخواهی کردن و درست تر حرف زدن ، نقد کن ، صریح حرفتو بزن ، اما درست و مودبانه .منظورت رو هم از آقای کاربری نفهمیدم کی هست ...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٨/٢١
٠
٠
توهین قضاوتی است که مردم از حرفهای همدیگر دارند چه بسا جنگی منفعت طلبانه به سود دوطرف باشد اما اینجا کسی ضرر میکند که این سیاست را خصومت بداند و اسمش را توهین بگذارد، حال خود دانید من به توهین علیه کاربران اعتقادی ندارم و نخواهم داشت(دقت کنید که خود گویای این مسعله هستم و بعد از این هر سو برداشی متوجه شما خواهد بود نه من)فی الحال اگر با ادبیات رک گویی اشنا باشید متوجه صراحت کلام خواهید شد :-)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات