ژاکت سرمه‌ای

ژاکت سرمه‌ای

نویسنده : _bidar_

دلتنگی روز نمی‌شناسد، شب نمی‌شناسد! آدم دلتنگ حتی خودش هم نمی‌داند کیست! گاهی آن‌قدر فشار می‌آید بهش که سر از خیابا‌ن‌هایی درمی‌آورد که خودش هم نمی‌داند کجاست. سر از پیاده روهایی با کلی برگ ریخته شده از درخت‌هـا؛ عطر فروشی‌هـایی که تنها عطر مورد علاقه‌ات «دانهیل و ویکن» را میخری، با یک هندزفری که چشم‌هایت را م‌یبندی و آهنگ‌های مهدی یراحی را گوش می‌دهی.

همه می‌گویند پاییز فصل عاشقی ست ولی من می‌گویم پاییز فصل دل کندن است. هوا سرد شده، راستی فقط خواستم بگویم که تنها چیزی که وقت دلتنگی حوصله‌ام را سر جایش می‌آورد یک ژاکت سرمه‌ای ست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٢١
١
٠
واقعا پاییزوقت دل کندنه
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
:) مرسی ازحضورتون
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
پاییز بهاریست که عاشق شده است ...زیبا بود /سپاس دوست عزیز
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
بهار قشنگیه :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
آیا این ژاکت یک نماد خاص است برای نویسنده؟احتمالا بله فکر کنم!
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
تقریبا بله . :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
پاییز وقت دل کندن است؛ ممنونم ازشما دوست عزیـــ:ـــ)ـــــز
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
ممنون ازحضور شما
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
یکی بود میگفت چون هواسرد میشه کم کم آدماهم سرد میشن
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
سردی آدما بدتر از پاییزه
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
بده خیلی بد :|
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
بهار قشنگیه :)
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
تقریبا بله :)
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
ممنون ازحضور شما
bidar_am
bidar_am
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
سردی آدما بدتر از پاییزه
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات