هشتاد سالی را قشنگ دارد. می‌نشیند توی آن پارکی که استخر بزرگی دارد. همیشه هم تنها می‌نشیند و خودش را قاطی قاطی پیرمردهایی که پینگ‌پنگ بازی می‌کنند و تخته نرد می‌زنند، نمی‌کند. می‌نشیند روی نیمکت مقابل استخر و چشم می‌گرداند به اطراف. حوالی غروب دیروز داشت می‌گفت که هوا هم دیگر سرد شده و با این حال و روز دیگر اگر کسی بیافتد توی استخر جرات نمی‌کنم بروم بیرونش بکشم. این همه سال روی همین نیمکت نشستم اما حتی یک نفر هم پایش سر نخورد و نیافتاد توی استخر تا بروم نجاتش بدهم. این همه عمر از خدا گرفتم برای هیچ! شاید دیگر روزهای گرم را نبینم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
جای کار داره موفق باشین :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
این استخر بزرگ و پیرمردها رو من هر روز در مسیر منزل به سرکار صبح ها می بینم. ولی نه خبری از پینگ پنگ هست و نه تخته نرد؛ بندگان خدا همیشه در حال گفتگو هستند :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣