پاییز می‌آید و من صبح به صبح

پس می‌زنم سنگینی پلک از نگاهم را

خورشید را به خانه دعوت می‌کنم

کنار سفره‌ی آواز بلبل‌ها غزل صبحانه می‌نوشم

می‌روم از هوش و حال

بال می‌گشایم به فراسوی خیال

چه نسیمی می‌دمد پاییز

چه بارانی به رحمت می‌دهد بر ما

شانه کن از صورت سرد زمین هر برگ را

نم نم باران بشوی این صورت پر گرد را

چه زمینی

بَه چه مه رویی شدی

بچرخ آرام دور خود

نمی‌دانی چقدر این فصل رویایی شدی

با خدا حس می‌کنم هر لحظه از فصل خزان را

وقتی که خش خش زیر پایم می‌دهد حکم اذان را

(عماد الدین پروانه حسینی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٥
١
٠
خوب بود مرسی:-)
عماد پروانه
عماد پروانه
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
سلام، ممنونم از نظرتون، لطف کردین.
s_rastegar moghaddam
s_rastegar moghaddam
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
پاییز از قشنگ ترین فصل هاست! به خاطر شعرتون ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات