با 35 هزار تومان زندگی بسازید

با 35 هزار تومان زندگی بسازید

نویسنده : عظیم

دوستان! شما هم مثل من وقتی کودکان دست فروش را در پارک‌ها و چهارراه‌ها می‌بینید کلی دچار عذاب وجدان می‌شوید؟ کلی ناراحت و افسرده می‌شوید؟ بعد همان موقع هم کلی از این پیام‌های اجتماعی به ذهن‌تان هجوم می‌آورد که: «پول دادن و خرید کردن از این بچه ها کار درستی نیست و نه تنها کمکشون نمی‌کنه بلکه ممکنه خرید ما به ضررشون هم تموم بشه؟» 

بعدش هم احتمالا مثل من سعی می‌کنید به بهترین روش ممکن ازشان خرید نکنید و ملایم از کنارشان عبور کنید. جالب است که من پیش خودم کلی هم افتخار می‌کنم که: «ایول! درسته خرید نکردم ولی مثل آدمای بی‌فرهنگ هم توهین نکردم بش و مهربانانه نادیده گرفتمش!» 

گاهاً صندوق صدقات و امثالهم را هم قبول نداریم چون که پولش احتمالاً به جیب فلانی و به بهمانی می‌رود.

هر بار در این موقعیت‌ها دچار یک عذاب وجدان و سردرگمی مقطعی می‌شوم که خوشبختانه بیشتر از 5 یا 6 دقیقه طول نمی‌کشد!

ولی واقعاً من چه زمانی و چه طور قرار است مسئولیت‌های اجتماعی خودم را نسبت به کودکان کار انجام بدم؟ البته اگر به این مسئولیت اجتماعی اعتقاد داشته باشم و آن را صرفاً وظیفه نهادهای حکومتی و مسئولین ندانم. آخر می‌دانید چیست؟ یکی از کاربردهای «مسئولین» همین «رفع مسئولیت» از ماست!

این حرف‌ها را زدم، چون احساس می‌کنم آدم‌های این‌جا دغدغه دارند. ضمن این‌که مطمئن هستم خیلی از اعضای جیم حتی فراتر از این صحبت‌ها برای این دسته از مسئولیت‌های اجتماعی‌شان برنامه‌ریزی دارند و به آن عمل هم می‌کنند. 

اینجا را اگر دوست داشتید ببینید. بچه‌های دانشگاه شریف با 35 هزار تومان کار جالبی می‌کنند: 

http://fundorun.com/campaign/Yarigaran/53

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
مطلب قابل بحث و تامله...
عظیم
عظیم
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
از چه نظر؟
s_rastegarmoghaddam
s_rastegarmoghaddam
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
اگر.اشکال.نداشته.باشه يک اشکال بگیرم?? گاها واژه ی اشتباهي ست و باید به جای آن "گاهی" استفاده‌. شود! متنتون خوب بود ولی به نظر من کمک نکردن خرید نکردن از دست فروش ها عذاب وجدان نداره!! و واقعا باید به فکر چاره دیگری بود! چون با خرید از اون ها به خود اون بچه ها هم ظلم کردیم!!
عظیم
عظیم
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
ممنون بابت تذکر ویرایشیتون. من خودم حساسم در مورد اینگونه اشتباه ها. این از نظرم پنهان مونده بود. در مورد عذاب وجدان، بنده هم موافقم. اون لینک رو ایشالا دیده باشید.
ali_zohri
ali_zohri
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
سلام دوست عزیز دقیقا حق با شماست
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٧/٢٦
٠
٠
یه مدت در مورد سازمان اوقاف این فکر رو می کردم.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات