زمین‌خواری بی‌ زمین خواری!

زمین‌خواری بی‌ زمین خواری!

نویسنده : سلما

- چی شده؟ چرا زانوی غم بغل گرفتی؟ کشتی‌هات غرق شده؟

- ولمون کن بابا! حوصله نداریم ...

- چرا آخه؟

- از کار بیکار شدیم رفت !

- آخی... نازی! اشکالی نداره خیلیا هستن که از کار بیکار می‌شن تا یه عده کار دار بشن! ...حالا کارت چی بود ؟

- زمین خواری !

- چی ؟

- زمین خواری! مگه نشنیدی فلان مقام مسئول گفته زمین خواری در کشور متوقف شده، ما هم از کار بی کار شدیم !

- یعنی فقط واسه همین غصه می‌خوری و زانوی غم بغل گرفتی؟ ما فکر کردیم چی شده؟ آخه عزیز دل من زمین نشد کویر، کویر نشد دریا، دریا نشد هوا، هوا نشد نفت،  نعمت زیاده تو این مملکت !

- راست میگیا چرا به فکر خودم نرسیده بود !

- اشکالی نداره!  الانم خیلی دیر نشده !

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٣
١
١
وا این که توجیه مصیبت است،! دولت گفته زمین خواری متوقف بشود بعد اندی سال،تشویق میکنی به نابودی باقی عناصر طبیعت! ،نمیخواستم نظر بدهم منفی بخوره و لینک بشود برای عده ای ولی دقیقا هدف این متن چیه؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
بابا طنزه/شما چرا همه چیزو جدی برداشت میکنید!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
طنز نیست /چون فی الواقع زمین خوارهای کشور بعد از این بیکاری به سمت کوه خواری و دریاخواری و...رفتند برای مثال گزارش کوه خواری ماه پیشین20:30 است
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
خانوم رضایی طنز نقادانه س ، حتما که نباید مستقیم بگه این کار رو نکنید ، از شما بعیده اینجور برداشت ها با توجه به اینکه همیشه موشکافانه همه ی مطالب رو نقد میکنید
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
به نظرم طنز لطیفی بود! آفرین :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
زمین نشد کویر، کویر نشد دریا، دریا نشد هوا، هوا نشد نفت عجب!
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
زمین خواری شغل نیست؛ یک نوع روش برای مهار گرسنگی هست خخخخ
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٨
٠
٠
حناخانم اگر با مصادیق طنز اشنا باشید متوجه میشوید این متن طنز منتقدانه نیست بهرحال این نظر من است با مطالعاتی که داشتم
Vania
Vania
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
سیرمونی هم ندارن ها! یکی نیس بگه خب همه رو باهم قاطی میخورین دل رودتون می پیجه به هم!..موفق باشی مامان حسین:)
پربازدیدتریـــن ها
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
معجزه کربلا است

پایان غم عشق

٩٦/١١/٣٠
امان از سیاست بیمار

ماهی سیاست به قلاب مرگ صید می‌کنند

٩٦/١١/٢٩