فریاد عادل فردوسی پور ،بغضی 17 ساله بود

فریاد عادل فردوسی پور ،بغضی 17 ساله بود

نویسنده : وبگردی

عادل فردوسی پور روزهای سختی را سپری می کرد، این را اصلا نمی توان کتمان کرد. از سال قبل برنامه اش، آن فروغ همیشگی را نداشت. اگرچه او تمام تلاشش را هم می کرد. تمام سال های بی رقیبی و محبوبیت مطلق با کاهش پیامک ها روبرو شده بود، این برای خودش هم سئوال بود که چرا و از پی حلش بود اما انگار همه چیز گره خورده بود. اضافه کردن بحث های فنی، آنالیز و خیلی اتفاقات دیگر، کیفیت برنامه اش را بالا برده بود اما هنوز روند برنامه مثل گذشته نبود. شایه سازی ها و فشارهای داخل تلویزیونی و بیرون تلویزیونی. همه آنچه خودش روی آنتن می گفت درباره برنامه های سفارشی، هزینه های بی حساب و کتاب برای زمین زدن 90 و جفایی که به برنامه اش می شد، اگرچه رقیبی برای او نتراشیده بود اما توانسته بود مردم را کمی نسبت به 90 سرد کند و برنامه برای شان ریتمی یک نواخت پیدا کند.

 در یک سال گذشته اما آمدن یک برنامه با هدف خنداندن که اصلا هم ورزشی نبود، فشار را روی 90 بیشتر کرده بود. حالا تلویزیون برنامه ای داشت که در کنار 90 دیده می شد. این مجالی بود برای قیاس کردن. برنامه ضبطی خندوانه اتفاقا همه ایده آل های مدیران جدید سیما را داشت. امکان نظارت بر آن بود. می شد جلوی هیجان های لحظه ای مجری یا مهمانان را در آنتن زنده گرفت تا از خط قرمزها رد نشوند و هزاران پوئن دیگر برای مدیران پخش. این اما تهدیدی برای عادل بود . ضبطی شدن 90 یعنی اتفاقی که برای این شب ها و علی درستکار افتاده بود. حالا حتی دوستانش هم او را با خندوانه مقایسه می کردند و می کردیم. چیزی که خیلی خوشایندش نبود. خودش خندوانه را می دید و دوست داشت اما این مقایسه برایش قابل درک نبود. او خودش را برنامه تخصصی فوتبال می دانست، اگرچه روی آنتن اعتراف کرد با تم اجتماعی که به برنامه اش داده توانسته حتی زنان خانه دار را به تماشایش بنشاند. این تیزهوشی او بوده در میان بی برنامگی تلویزیون اما زیرکانه وقتی رقیبی اجتماعی پیدا کرده بود که بیننده داشت، ترجیح می داد بار دیگر اصرار کند بر فوتبالی بودن برنامه اش و رد استدلال منتقدانش در کاهش مخاطب در مصاف با خندوانه.
او اما یک بار دیگر ققنوس وار، رخت پیری و کهنگی اش را سوزاند و همه را شوکه کرد. اینکه شماره رامبد را گرفت و در فاصله 2 شب به پایان خندوانه گفت: «می آیم!»رامبد مسرور بود از این فرصت فوق العاده و پخش بهترین برنامه اش. عادل اما هدف داشت از این رفتن. این که یکشنبه شب را برای پخش این برنامه اش انتخاب کرد و این که با حرف هایش همه را مسخ کرد، تنها و تنها حاصل ذکاوت ذاتی اش بود. او در استودیو از این نگفت که چطور حالش خوب می شود و عشق برایش چه مفهومی دارد اما از این گفت که چطور توانسته 17 سال حال مردم را خوب کند. سعی کرد به جای عادل بودن، صادق باشد و صادق بود. صادق بود تا همه آنها که پای تلویزیون بودند خشک شان بزند. می شد بغض ته صدایش را در وقت گفتن مشکلات حس کرد. وقتی می گفت پای اصولش می ماند. آنتن نفروخته، از حقش استفاده نکرده تا چه رسد به سوءاستفاده . وقتی حاضر نشد حتی در یک برنامه با تم خنده پنهان کند که با بعضی نام ها در فوتبال مشکل دارد. داشت خودش را فریاد می کرد و خوب فریاد کرد، به بهترین شکل.

عادل خیلی زیرکانه به بهترین برنامه ای رفت که باید می رفت. جایی که می توانست حرف های مانده در دلش را بزند، حرف هایی که جای گفتن شان در 90 خودش نبود. آنتن برنامه رامبد جایی بود برای نمایش صداقت. برنامه ای که در میان هجوم سریال های ترک به مخاطبان تلویزیون ملی، بیننده به دست آورده و عادل هم به خوبی این را می داند. او رفت حرف دلش را گفت سبک شد و البته مردمی را که زیر بار این همه شایعه بی جواب شاید شک کرده بودند را سیراب از واقعیت زندگی اش کرد. هم خودش سبک شد و هم بهترین حس را به همه بینندگان و دوستدارانش هدیه داد تا با خیالی آسوده دوشنبه شب به اجرای 90 برود. هرچند هنوز 90 ساخت او ایرادهایی دارد که خودش هم در دل حرف هایش گفت. اینکه در قیاس با خندوانه که مشاورانی مثل شهیدی فر دارد، تمامش مبتنی بر قدرت ذاتی عادل است.ایرادی که خودش هم قبولش دارد اما او عادل است، یک دیوانه عشق فوتبال که مرغش یک پا دارد!

فرهادعشوندی|خبرآنلاین 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٠
١
٠
واقعاعادل فردوسی پورفوق العادس..وهمینطوربرنامه خوب وصادق نود،که برمیگرده ب صادق بودن خودعادل....من فوتبالوخیلی دوسدارم وحتماتاجاییکه بتونم هم فوتبالهارودنبال میکنم هم برنامه خوب و تماشایی نود رو...وبنظرم مقایسه کردن خندوانه ونود درست نیست...آخه موضوعشون باهم متفاوته...ممنون...
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
وچقدربرنامه دیشب خندوانه خوب بود..لذت بردم..
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
:)
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٧/٢٠
١
٠
کنار هم بودن عادل و رامبد اتفاق خوبی بود خیلی حس خوبی داشت فوران انرژی مثبت و چندین و چند حس خوب بود:)
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
واسه وبگردی امروز مطلب مهرشاد مرتضوی توی بی قانون با عنوان " سالتو بار انداز نماینده بد بدن روی صالحی" رو پیشنهاد میکنم از نظر من که عاااااالی بوووووووود
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
خیلی وقته نود رو نمی بینم اما عادل رو بسیار دوس میدارم و بهش کلی حسادت میکنم. اومدنش هم خیلی به موقع و هوشمندانه بود. برای من که خیلی فوتبالیم فردی مثل عادل یعنی بمب انرژی و کلی حس خوب. یادمه یه بار هم عادل رامبد رو دعوت کرده بود تو برنامه نود. اونم خیلی خوب بود.کلا عادل و رامبد کنار هم خیلی خوبن.
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٠
١
٠
اما به نظر من هم توی یک صنف نیستتند کهمقایسه شوند.اما دیدگاه خوبی درباره تیزهوشی عادل مطرح کردید
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٠
١
٠
به نظر من عادل بهترین مجری ایرانه، نبیاید نود رو که هفتگیه با خندوانه ی روزانه مقایسه کرد، نود بهترین برنامه است اگه نبود هفت ادای نود رو در نمیاورد.
Afshin Khakshoor
Afshin Khakshoor
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
عادل، عادله، تکه، نمونش پیدا نمیشه، ماندگارترین قسمت خندوانه دیشب بود، خیلی لذت بردم. اما به نظرم هنوز زوده نود رو با خندوانه مقایسه کرد. نود 17 ساله است و تجربه کافی داره ولی خندوانه یک برنامه ضبطیه در حالی که نود زندست و زمین تا آسمون فرق داره اداره کردن یک برنامه زنده با برنامه ضبطی خیل سخته، خوب باید مدیریت کرد هم چنین خط قرمز هایی وجود دارد که خندوانه به اون شکل نداره تر جیحاً خنده و شادیه، به نظرم باید خندوانه رو زنده پخش کنن حالا شاید در فصل های آینده این اتفاق بیفته. بازم رامبد حالا حالاها باید بدوه تا به نود برسه.
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
عادل فردوسی پور = نابغه !
Elaheh-Najafpoore
Elaheh-Najafpoore
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
دیدن رامبد و عادل ، کسایی که همیشه حال مردم رو خوب کردند ، کسایی که پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون رو دارند ، کنار هم ، چیزی جز یه اتفاق قشنگ نبود ، از اون حس های خوب.... راستی عالی نوشته بودین..‌ممنون ..:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
سلآم؛ بله..خدا خلوصو انرژی زیاد نصیب همه ی آدمایی کنه که سعی دارن با نیت خیرشون دل آدما دیگه رو شاد کنن :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤