دیشا رُ برگردونیم رو به دلای مردم / شعر

دیشا رُ برگردونیم رو به دلای مردم / شعر

نویسنده : اشکمهر آتشروان

بشقابای فلزی، بالای پشت بوما،

دم به دم پر می‌شن از فریب و خواب و رؤیا

همیشه رؤیا رُ از دنیا گدایی کردیم،

شبا با یه کنترل، دنبال راه می‌گردیم

کلافه می‌شیم وقته آگهیای دوبی،

شب به شب دل می‌دیم به وعده‌های V.O.A 

دیشا رُ برگردونیم رو به دلای مردم،

دل بسپریم به حرفِ مردمِ بی تبسم

مردمی که نه دیشی، نه پشتِ بومی دارن

مردمی که تهِ برج همیشه کم میارن

شبیهِ ما آدمان، کانالای ماهواره

یکی دنبالِ پوله، یکی دیگه پولداره

یکی پرچم می‌فروشه، یکی چپه با خدا،

اکثراٌ دور و دشمن، همه شون از هم جدا

یه طرف بورس بشکن، یه طرف رقص یه زن

یه عالم حرف مُفت و یه ذره یادِ وطن

یه شبکه هیت می‌شه، یکی می‌اُفته از دور.

همه این روزا رؤیا می‌خرن، شما چه طور؟!

دیشا رُ برگردونیم رو به دلای مردم،

دل بسپریم به حرفِ مردمِ بی تبسم

مردمی که نه دیشی، نه پشتِ بومی دارن

مردمی که تهِ برج همیشه کم میارن

(یغما گلرویی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام دوست گرامیم:انتخاب زیبا وپرمحتوایی بود.سپاسگزارم
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
مفهوم زیبایی داشت تشکر.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
مردمی که نه دیشی نه پشتِ بومی دارن . . . مردمی که تهِ برج همیشه کم میارن ! :(
m_sajjadi
m_sajjadi
٩٤/٠٨/٠٢
٠
٠
عالی بود
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
ممنون از انتخاب زیباتون آقای آتشروان .
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
ممنون از تمام دوستانی که نظر گذاشتن
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠