آسمان صاف یعنی شانس!

آسمان صاف یعنی شانس!

نویسنده : Behnam_Abdollahi

مثل این‌که سرسره‌ای دل هوا را شکاف داده و از قلب ابرها تا زمین کشیده شده است. و من هم سر خوردم و قدم بر این جهان خاکی گذاشته‌ام. افکارتان را باید تکذیب کنم. منظورم این نبود که از دماغ فیل افتاده‌ام؛ فرق من و شما این است که من حتی نحوه‌ی ورودم به این دنیا را هم خودم ساخته‌ام. موقع آمدنم چند تکه شانس هم بر روی زمین دیدم ولی به درد من نمی‌خوردند! 

حرف از شانس شد. این شتر شانس خوابیده دم در خانه‌مان و تکان نمی‌خورد. البته شتری که باز به قدرت ذهن من آفریده شده است. امیدوارم حسودی‌تان نشود، می‌خواهم کمی از خوش شانسی‌هایم بگویم:

هر صبح، مادرم با صدای آمیخته به مهر و آشنایش پیوند من و خواب را بر هم می‌زند. و مرا مهمان سلام گرم خود می‌کند. از پنجره‌ی اتاقم که خورشید را می‌نگرم؛ لبخندی برجسته می‌زند و برق دندان‌هایش چشمانم را قلکلک می‌دهد. من دوستان زیادی دارم. همین بخاری خانه‌مان! چون هنوز دوستی پیدا نشده که دمش گرم‌تر از آن باشد. از خانه که بیرون می‌آیم، ابرها مانند چتری بالای سرم را می‌پوشانند و باران‌شان را به سمت من رها می‌کنند تا با تصادف قلب من و قطرات باران، رکورد احساسی‌ترین تصادف دنیا را بشکنم. راستی! کوچه‌ها و خیابان‌ها چقدر تمیزند! انگار قبل از این‌که من بیرون بیایم کسی این طرف‌ها را تمیز کرده است. 

خوشحالم که با عالم و آدم دوست هستم. وقتی که درس‌هایم را نخوانده‌ام برفی هست که فردا را تعطیل کند. وقتی که دلم می‌گیرد آسمانی وجود دارد که غم‌های کوچکم را در بزرگی خودش ببلعد. کتابی دارم از سهراب که مرا به زندگی روان‌تر از رودخانه‌ام امیدوارتر می‌کند. 

من عینکی دارم که لحظه‌هایم را شانس می‌بینم. همه آسمان، دریا، زمین، خورشید و... دوستان من هستند. دیگر به زندگی شیرین من حسودی نخواهید کرد. چون می‌دانید دست یافتن به چیزی که من دارم خیلی آسان است. شانس‌ها در اعماق چشمانتان به خواب رفته‌اند، آن‌ها را بیدار کنید!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٧/٢٢
٢
٠
wow ! لایک بهتون
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٧/٢٣
١
٠
البته این موضوع انشا کلاس نهم نبود؟
Behnam_Abdollahi
Behnam_Abdollahi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
ممنون؛ بله دقیقا... از سوژه ها نباید به راحتی گذشت... هر موضوعی ارزش خوب نوشتن دارد...
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
تبلیغات