سلامتى هفتيای قديم!
سرکی در گروه تلگرام كارگردانان ايرانى

سلامتى هفتيای قديم!

نویسنده : محمد ناصر حق خواه

پيش نوشت: به علت استفاده مكرر استاد مهرجويي از واژه «چيز»؛ براي جلوگيري از سوء برداشت احتمالي ، مقصود ايشان از به كاربردن اين واژه پس از هرجمله ذكر خواهد شد.  

=========

گروه تلگرام كارگردانان ايرانى

فريدون جيرانى: سلامتى رفيقاى نون آجر كن، سلامتى اونايي كه دعوتشون مي‌كرديم برنامه‌مون، حالا ميان ازمون مستند مي‌سازن، سلامتى هفتياي قديم ، اونايي كه با بي‌مهري از برنامه خودشون بيرون‌شون كردن، مسعود خان فراستى، بازيگراي تو شمرون، فوتباليستاي پا قليون... 

رضا عطاران: (استيكر يك سنگ توالت كه دست و پا دارد و لايك نشان مي‌دهد)

بهروز افخمى: فرى دادا! با مني؟ 

مسعود كيميايي: هه... از قديم گفتن فحشو بندازي زمين صاحبش ورش ميداره. سلامتي خودت داش فري.

بهروز افخمي: مسعود دو دقيقه جو نده ببينم چي ميگه. فريدون خان حالا ما شديم نون آجر كن ديگه؟ اگه كسي‌ام بخواد اين حرفو بزنه گبرلوه نه تو... بعدشم بد كردم اومدم ازت مصاحبه گرفتم؟ فقط هم تو شاكي هستی اين وسط... بذا الان فراستي رو ميارم توی گروه ببين چي ميگه...

عبالرضا كاهانى: نههههه... وايسا ببينم؛ نياريشا.... باز الان مي‌خواد بياد هي سخيف سخيف ببنده به ما... رضا كجايي تو؟ چرا جواب نمي‌دي؟

رضا عطاران: (استيكر سيفون دستشويي كه بالاي سرش علامت سوال است)

داريوش مهرجويي: اوا... چندشا اين چيزا چيه تو گروه ميذارين حالم  بد شد. (اين چيزا: اين استيكرا)

مسعود كيميايي: داريوش باز تو عشوه ريختي وقت حرف زدن؟

داريوش مهرجويي: (استيكر يك خانوم دست به كمر زده كه با اخم نگاه مي‌كند)

رضا عطاران: استاد ببخشيد؛ ديگه نمي‌ذارم. (استيكر يك آدم كوچولوى غمگين كه سيگار مي‌كشد)

داريوش مهرجويي: باشه حالا خودتو چيز نكن واسم بلا مرده... (چيز: لوس)

مسعود كيميايى: داريوش تو رو جون عزت (استاد انتظامي)  درست حرف بزن باو؛ مردي خير سرت...

داريوش مهرجويي: اي بابا توام كشتي ما رو با اين مردونگي. اين چيزتو بنداز دور ديگه .... (چيز: عقايد)

مسعود كيميايي: چيكار كنم؟!

داريوش مهرجويي: همين ژستاتو ديگه. پنجاه ساله داري ازين فيلم چيز دارا مي‌سازي ... همش دعوا، همش ضامن دار، همش نامردي.... (چيز دار: چاقو و دستمال يزدي و كلاه لبه‌دار)

مسعود كيميايي: هه. باشه تو خوبي...  باز فيلماي ما رو چهار نفر هست كه بياد ببينه ....

داريوش مهرجويي: اينقدر چيز نگو مسعود؛ منو كفري نكن... (چيز: حرف نادرست)

اصغر فرهادي: اساتيد بزرگوار!  لطفا يه كم خويشتن‌دار باشيد. به نظر من اگر اين ادبيات از شما شنيده بشه .....

مسعود كيميايي: خب بعدش؟

اصغر فرهادي: همين ديگه.

مسعود كيميايي: خب اگر اين ادبيات از ما شنيده بشه چي ؟؟؟ حرفتو تموم نكردي 

عبدالرضا كاهاني : پايانش باز بود ديگه استاد. نتيجه‌گيري با خودتون....

داريوش مهرجويي: ايششششش . شما جوونا اينقدر پايان باز و چيز نمايي كردين خسته نشدين؟ (چيزنمايي: سياه نمايي)

فريدون جيرانی: بعضيام كه هنوز جرات نكردن كسي رو كه گفتن بيارن توی گروه ....

عبدالرضا كاهاني: جيراني جون حالا اون ول كرده تو ول كن نيستي؟ من اومده بودم از فيلمنامه جديدم حرف بزنم امشب. اين دعواها رو راه انداختين به هم ريختين گروهو.

رضا عطاران: بابا  دو دقيقه رفتيم دستشويي چقدر حرف زدين شماها ....

عبدالرضا كاهاني: چه عجب اومدي تو . انصافا روزي چند ساعت اون تويي؟

رضا عطاران: ببين تيكه ننداز ها. اين بار برات بازي نمي‌كنم همون چهار نفرم نميان فيلمتو ببين. حالا بگو چندتا سكانس لباس ندارم تو اين يكي؟

عبدالرضا كاهاني: كلا نداري...

رضا عطاران: يعنى چي؟

عبالرضا كاهاني: يه جوري نوشتم كه كلا لازم نيست لباس تنت كني. 

رضا عطاران: زنم چي؟

عبدالرضا كاهاني: زنم چي يعني چي؟

رضا عطاران: نقشش چيه؟

عبدالرضا كاهاني: آها. نقش نداره.

رضا عطاران: من بدون زنم بازيم نمياد.

عبدالرضا كاهاني: بابا اذيت نكن رضا. جا نداره فيلمنامه انصافا.

رضا عطاران: باشه پس دو تا پلان دستشويي بذار برام .

عبدالرضا كاهاني: باشه دادا. دو تا از فحشاي فيلمم ميذارم تو بگي

رضا عطاران: (استيكر يك آدمك كه با لهجه مشهدي مي‌گويد طِلايي)

بهروز افخمي: اقا من نتم قطع بود....

Behruz Afkhami Add M.Ferasati

مسعود فراستى: به به! مي‌بينم كه جمع مقوا سازا جَمعه. چطورين مبتذلا؟

عبدالرضا كاهاني: نگفتم اينو نيارين؟

A.Kahani left the group

رضا عطاران: منم كه سخيفم ديگه. جام اينجا نيست. باي

Reza Ataran left the group

داريوش مهرجويي: عشقوليا منم آبم با اين تو يه جوب نميره. باباي

Dariush jooon left the group

مسعود كيميايي: فراستي ببين!  پولادمون كارگردان شده تو اين گروه هم عضوش كردم. پشت سرم حرف بزنی مياد بهم ميگه اونوقت من ميدونم و تو  

Masoud kimiayi left the group

فريدون جيراني: بفرما اقاي مجري. گروهم به هم زدي. راحت شدي ديگه؟

بهروز افخمي: عجبا. خودت گفتي برو بيارش. حالا من گروهو به هم زدم؟

مسعود فراستي: اوه اوه . مقوا سازا دعواشون شده....( استيكر يك آدم كوچولو با ريش بلند كه روي زمين دراز كشيده و مي‌خندد)

Behruz Afkhami removed M.Ferasati

Behruz Afkhami removed Asqar Farhadi

فريدون جيراني: فرهادي رو چرا بيرون كردي؟

بهروز افخمي: خوشم نمياد ازش بابا. خودشو مي‌گيره.

فريدون جيراني: آره داداش، خوب كردي. راستي مهمون هفت كيه اين هفته؟

بهروز افخمي: والا هنوز به نتيجه  نرسيديم. چند تا گزينه مد نظرمونه؟

فريدون جيراني: منم تو گزينه‌هاتون هستم؟ ( هشت تا استيكر خنده پشت سر هم )

بهروز افخمي: ـره . تو حالته بياي؟

فريدون حيراني: راستش بدمم نمياد. (استيكر يك دختر بچه در حال خجالت كشيدن)

بهروز افخمى: حله داداش. مي‌بينمت. الانم با اجازه من برم بخوابم ديگه. شبت بخير. 

فريدون جيراني: چاكرم. خوب بخوابي بهروز جونم. (استيكر همان دختر بچه كه زير پتو خوابيده است)

================

پی.نوشت: پس از وقفه چند ماهه، برنامه تلویزیونی هفت با اجراى بهروز افخمى روى آنتن شبكه ٣ رفت.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
هفت جدید خیلی خوبه و بهورز افخمی می تونه بی پرده حرف بزنه و انتقاد کنه.متن هم طنز خوبی بود ولی مهرجویی که اینجوری حرف نمیزنه(الباقی یکم شبیه به خودشون بودن) در ضمن عاشق استاد فراستی ام
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
هنوز براي اظهار نظر كردن درباره هفت ، زوده فكر ميكنم.حرف زدن مهرجويي هم غلو كردم توش براي بيشتر شدن باز طنز. ممنونم از پيامتون :)))
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
امیدوارم برنامه ی خوبی بشه و به درد سینمای ایران بخوره :) راستی ورودتون رو به جمع نویسنده های جیمی تبریک میگم.. ان شالله موفق باشید :)
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
انشاالله برنامه خوبي بشه با تغييرات جديدش . ممنونم از لطفتون :))))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
فراستی خیلی خوبه که. راست میگه مقواسازا!
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
نظر اهالي سينما يكم با شما مغايره :))). البته شايد چون صريح نقدشون ميكنه اينجوري نظر ميدن راجع بهش :))). ممنون از پيامتون .
s_brz
s_brz
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
من دو سه بار وسطاش گوشيمو گذاشتم زمين شروع كردم به خنديدن :)))) . خيلييي خوب بود . راجع به هفت هم كه حرف زياده. بايد ببينيم افخمي چيكار ميكنه .
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خوشحالم كه خوشتون اومده :))). ممنون از نظرتون .
Afshin Khakshoor
Afshin Khakshoor
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
حیف شد!، می دونی چرا هفت رو ندیدم، ایشاالله دفعه بعد.
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
نه نميدونم :))) . چرا هفت رو نديدي؟ :)))
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلآم؛ منکه کلا تو مود اینچیزا(!) نیستم... همون سری قبلشون رو هم یه چند باری طنزشو اگه اشتباه نکنم تو خنده بازار دیدم؟!! به هر جهت براشون آرزوی موفقیت میکنم.. ومرسی از شما شیک نوشتین :))
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلام ، بد هم نيست اگر تو مود اين چيزها باشيد :))) . مرسى از شما كه با اينكه تو مودش نبوديد، خونديد و نظر داديد :)))
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
وای جمع مقواسازان :)))))) خیلی خوبه این اصطلاح :دی / هفت رو چندباری دیدم اما نمیدونستم سری جدیدش رو افخمی اجرامیکنه./در کل خیلی خوب بود ایده و ایده پردازیش.هم اطلاعات خوبی از نحوه صحبت کردن کاگردانا میخواست و هم خلاقیت.
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
خوشحالم كه رضايت داشتيد. ممنونم از اين كه خونديد و نظر داديد :))))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠