حرف زدنت توو حلقم!
چند راهکار ساده برای این‌که دلنشین صحبت کنیم

حرف زدنت توو حلقم!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

برای‌مان جا افتاده که هیچ کاری از حرف زدن راحت‌تر نیست. ولی اگر به صحبت کردن اطرافیان دقت کنیم می‌فهمیم که هر کدام دارای عادت‌هایی هستند که می‌تواند آزاردهنده باشد. اگر از پس جوالدوز زدن به خودمان هم بر بیاییم و نخواهیم که جانب خودمان را بگیریم، می‌فهمیم که ای دل غافل خودمان هم پر از این تکرارها هستیم که مانع برقراری یک ارتباط برد-برد (به قول سیاسیون) می‌شود!

 

|| مثلا توی حرف کسی می‌پریم!

طرف در حال صحبت کردن و دادن آمار و اطلاعات کل خاندان‌شان است یا در حال بازگو کردن دل‌گویه‌ها و دل‌تنگی‌هایش است که پریدن ما وسط حرفش، مانند یک موشک عمل کرده و به برجک طرف اصابت می‌کند. هم ذوق حرف زدن را از او می‌گیرد و هم باعث می‌شود که حس خوبی از حرف زدن با ما نداشته باشد.

 

|| مثلا پرحرفی می‌کنیم!

اگر بعد از مدتی طرف صحبت‌مان سرش را به گوشی‌اش بند می‌کند و ترجیح می‌دهد به جای مشارکت در بحث به ما لبخند ژکوند بزند یا در مقابل‌مان بدون هیچ حرکتی می‌ایستد و زل‌زل بدون هیچ علائم حیاتی در چشمان‌مان نگاه می‌کند (طوری‌که احساس می‌کنیم در حالت استند بای فرو رفته است) شک نکنیم که در حال پرحرفی کردن هستیم و آن طفلک بی‌دفاع فقط مترصد فرصت است که از شر ما خلاص شود. 

 

|| مثلا از این شاخه به آن شاخه می‌پریم و چرت و پرت می‌گوییم

اگر سر نخ تمام جملات و حرف‌های ما را بگیرند آخر شبیه به کلاف سر درگم و گره خورده‌ای می‌شود که هیچ موضوع درست و درمانی نمی‌توانند از آن استخراج کنند که به کارشان بیاید. مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پریم و تازه ادعای همه چیز فهمی‌مان هم می‌شود.

 

|| مثلا تند تند حرف می‌زنیم

این قدر تند تند و بدون مکث و رگباری جمله‌ها را پشت سر هم ردیف می‌کنیم که طرف فرصت نمی‌کند که حتی حرفهای‌مان را تایید کند چه برسد به این‌که بخواهد در رد یا تکمیل فرمایشات‌مان کلمه‌ای بگوید. آخر هم می‌بینی که فرد به دلیل ظرفیت پایین؛ عدم هضم و پردازش داده‌های فراوان ما هنگ و تشنج می‌کند و کارش به بیمارستان می‌کشد!

 

|| مثلا با تن تکراری و یکنواخت حرف می‌زنیم 

تن صدای‌مان را روی یک فرکانس خاص تنظیم کرده‌ایم و حرف زدن در مورد هیچ اتفاق هیجان‌انگیزی هم باعث نمی‌شود که تن صدای‌مان را تغییر بدهیم. بنابراین می‌توانیم تابع موجی‌اش را بنویسیم و شکلش را رسم کنیم . البته در همان حال که ما در حال کشیدن نمودار فرکانس صدای‌مان هستیم، طرف مقابل منتظر فرصتی است که بعد از لالایی ما بخوابد یا هر چه زودتر از دست‌مان فرار کند.

 

|| مثلا کلمات اضافه در صحبت‌مان داریم 

اگر تعداد کلمات‌مان را بشمارند احتمالا نصف‌شان «چون»؛ «بنابراین»؛ «مثلا» و از این قبیل کلمات است یا آواهایی مثل «اممممم»؛ « آ آ آ» و ... که باعث می‌شود، شنونده احتمالا تمرکزش را روی شمردن کلمات تکراری‌مان صرف کند تا گوش دادن به اصل مطلب و بعد هم پشت سرمان بگوید فلانی حرف زدن هم بلد نیست!

 

|| مثلا بلند صحبت می‌کنیم!

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنیم هر چه بلندتر حرف بزنیم دیگران منظور ما را بهتر می‌فهمند. اکثر آدم‌های دور وبرمان آدم‌های سالمی هستند که نیازی نیست برای این‌که منظورمان را به آن‌ها بفهمانیم با صدایی به بلندای 120 دسی‌بل صحبت کنیم. در ضمن اگر آدم‌های زیادی هستند که از بلند حرف زدن‌مان شاکی هستند در حالی که خودمان فکر می‌کنیم آرام حرف می‌زنیم ممکن است یک تست شنوایی کارمان را راه بیاندازد.

 

|| مثلا موقع حرف زدن ادا و اطوار در می‌آوریم

گاهی عادت‌های خاصی موقع حرف زدن داریم، دست‌های‌مان را در زاویه بین صفر تا 180 درجه و به صورت چرخشی؛ تکانشی و دوار مدام تکان می‌دهیم. موقع حرف زدن لب‌های‌مان را مدل خاصی نگه می‌داریم یا وقتی که حرف‌مان تمام می‌شود لب‌های‌مان را روی هم فشار می‌دهیم. همه‌ی این‌ها عادت‌هایی هستند که می‌توانند تمرکز مخاطب را به خودشان جلب کنند تا حرف‌های عمیق و فلسفی ما را نفهمد.

 

|| حرف آخر

هر کدام از ما ممکن است که بعضی از این عادت‌ها را داشته باشیم. شناختن عادت‌های بدمان اولین قدم برای این است که آن‌ها را کنار بگذاریم. می‌توانیم صحبت‌های‌مان را ضبط کنیم و به آن‌ها گوش بدهیم. آن وقت متوجه می‌شویم که همان زمان‌هایی که از نظر خودمان خوب و بی‌نقص صحبت می‌کنیم ایرادهای زیادی در حرف زدن داریم که رفع آن‌ها به دلنشینی و خوش صحبت بودن ما کمک می‌کنند.

شما چه عادت‌های آزاردهنده‌ای در حرف زدن خود یا دیگران می‌شناسید که می‌تواند لیست مثلا‌های ما را تکمیل کند؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
مثلا هی از مثلا استفاده می کنیم! خخخخ
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
مثلا هی از مثلا استفاده نکنید خب خخ:) مثلا رو خوب اومدی خخخ
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
مثلا ما خیلی جذاب صحبت میکنیم ..اگر مذاکراتی توافقاتی چیزی بود از ما دعوت بنومایید :دی مرسی نعیمه جان ..شسته رفته و کاربردی بود
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
مثلا چشم . اگر همایشی گرد هم آیی و گرد هم افزایی چیزی بود از شوما دعوت به عمل میاریم :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
اینها چیزهایین که دائم بهشون فکر می کنم، چون نود درصدشون تو من هست متاسفانه
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
توی حرف زدن من هم هست . ولی من می خوام سعی کنم رفعشون کنم :) همین که پذیرفتی در صحبت کردنت وجود داره بخشی از راه رو رفتی :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
من دوست دارم بیشتر سکوت کنم چون بعضی چیزا ارثیه و رفع شدنی نیست
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
ولی فن بیان یک مهارت اکتسابی و قابل آموزشه. می تونی بهش فکر کنی و حداقل سعی کنی..
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
بعدشم قرار نیست که همه ما سخندان و سخنرانهای ماهری بشیم . همین که از پس ارتباط با اطرافیان مون بر بیایم خوبه :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
اول حرف میزنم بعد فکر می کنم!
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
اوه اوه اینم هست راست میگی ها. برای منم زیاد پیش میاد..
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
مثلا اين مطلبى كه نوشتيد خوب بود و لذت بردم :))). موفق باشيد.
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
مثلا از اینکه خوندین و نظر دادین متشکرم:) و شما نیز..
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/١٩
١
٠
به نظرم شکلک در آوردن موقع صحبت کردن بامزس :D نیس ؟ :D
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
١
٠
تو صحبت های دوستانه ممکنه با مزه باشه ولی تو صحبت های رسمی تر هم به نظرت جالبه ؟ البته این جور حرکت ها بیشتر ناخودآگاهه. من خودم گاهی موقع صحبت دستهام رو تکون می دم و دقت کردم که توجه افراد رو خیلی جلب میکنه و حس خوبی به من نمیده.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٩/١١
٠
٠
تو بحث جدی که نه . همون دوستانه :)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلآم؛ درست میگی...خیلی هم عالی :) قدیما به من رادیو میگفتن از بس پر حرف بودم ولی خب خدارو شکر این مشکلو رفع کردم :) الان نرمالم البته منهای وقتایی که جو میگیرتم :)))
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
اوووووووووه رادیو:) چه جوری این مشکل رو حل کردی. چون فکر کنم کار سختیه؟
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
آره سخته تا چوب پر حرفیامو نخوردم آدم نشدم....یه کی 2 بار از پرحرفی سوتی های وحشتناکی دادم...یکی 2بارم بد قضاوت شدم....این شد که تصمیم گرفتم این عادت بدو ترک کنم :)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
اوووم از مشکلات دیگرانم مثلا یکی از اعضای جدیید فامیلمون وقتی حرف میزنه من از درون منفجر میشم...این بشر اصلا خودشو خسته نمیکنه با یه "چی" کل حرفشو خلاصه میکنه؟!! به طور مثال وقتی میخواد بگه "تو نمیخواد ظرفها رو بشوری برو بشین من میشورمشون" میگه "تو چی نکن!! من خودم چی میکنم!!" به جان خودم :|
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خخخ میخواد صحبتش طولانی نشه؟ میخواد هوش شما رو بسنجه؟ می خواد جاهای چی دار رو با کلمات مناسب پر کنید :))
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
اوووم دیگه اینکه هستن بعضیا تو حرف زدنای عادیشو فقط فحش میدن؟!! من یکی اصلا دوس ندارم مخاطبشون باشم؟!! به طور مثال : بی شعور تو باز دیونه بازی درآوردی؟! تو نمیخوایی آدم شی؟!! بیچاره فلان کارو نکنن؟!! میبینین تورو خدا؟ کلا موج منفین :(( تازه اینکه چیزی نیست؟! یه بنده خدایی هست هر وقت من حرف حساب میزنم یا چیزی میگم که خوشش میاد بهم میگه : بی شرف تو همیشه قشنگ حرف میزنی :////// (هرچقدرم بهش میگم اینمدلی حرف نزن گوش نمیده که ادعاش میشه منظوری نداره وتکه کلامشه، البته خب من دیدم به همه میگه)
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
وای منم از این مدل آدمها زیاد کشیدم:) من خودم سعی میکنم ادب رو رعایت کنم ولی وقتی با این مدل ادمها برخورد می کنم نمی دونم چه برخوردی باید نشون بدم.. فقط حرص می خورم..
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
بعضیام هستن میخوان راوی مطلق باشن...اصلا اجازه بحث و صحبت به دیگران نمیدن؟! من شخصا اگه طرف صحبتم اینجوری باشه، قاطی میکنم میگم بسه بابا خفم کردی اجازه میدی منم صحبت کنم یا نه؟!!
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
از این آدمها هم دیدم. بعضی وقتها که دیگه حوصله ام سر میره از دستشون و کفری میشم..ولی مجبورم لبخند بزنم و به سخنرانی شون گوش جان فرا بدهم..
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
یا نه؟!! های من معروفه...بچه ها دیگه میدونن به منزله ی ضامن انفجاریمه؟!! از این کلمه به اونور چیزی نمیگم که یه مذاق کسی خوش بیاد؟!! بنابراین به منزله ی ترمز دستی برای طرف مقابلمم هست :)))
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
مثال زیاد میتونم بزنم چون از یه بچه 4 ساله گرفته تا 84 ساله من پای صحبت همه میشینم؟!!! ولی دیگه نمیگم که خودم متهم به پر حرفی نشم :)
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خخخخ ایول مثالهات خیلی خوب بودن:) چه ادم با حوصله ای هستی که پای صحبت همه می شینی..
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
من دست خودم نیست عادت دارم خواهرمم همینجورین از بابامون ارث گرفتیم وقتی میخوایم بحرفیم حتماباس از دستامون هم استفاده کنیم بدون اینکه اصلا متوجه بشیم!!!وگرنه نمیتونم تمرکز کنم!!! یکی دیگه از عاداتم اینه که یک ذره استرسی میشم ولی اروم میحرفم:))
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
متاسفانه من هم زیاد از دست هام استفاده میکنم و متوجه شدم که توی صحبت های کمی رسمی تر خیلی به این موضوع توجه میشه.. دوستم که فکر میکنه دستهای من رو بگیره من دیگه نتونم حرف بزنم خخخ . دوست دارم سعی کنم که رفعش کنم و کمتر بکنم حرکت دستهام رو..
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
من تند حرف میزنم و از دستام زیاد استفاده میگنم :/ بعد یه چیز دیگه م اینه که دارم حرف میزنم یهو ولومم میره پایین به صفر نزدیک میشه :دی
maede
maede
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
خداییش به قول تو وقتی طرف داره آمار کل خاندانش رو میده همون بهتر که با موشک بری تو حرفش!! :| من تو حرف زدنم دستامو زیاد و شاید بی معنا تکون میدم!داشتم کنفرانس میدادم،استاد روانشناسم بهم گفت و وقتی اصلاحش کردم دیدم چقدر بهتر شد :) ولی تعریف از خود نباشه گوش خوبی هستم :))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨