آن نشان میتی کومانم آرزوست...

آن نشان میتی کومانم آرزوست...

نویسنده : حکیمه بالال

اگر از متولدین دهه شصت باشید -که البته مستحضر هستید دهه شصتی بودن و شدن از آن توفیق‌ها و بال و پرهای طاووس بود که به هر کس ندهندش- کارتون سفرهای میتی کومان را به یاد می‌آورید. همان ماموران خدوم حاکم بزرگ که با لباس شخصی شهر به شهر و حتی استان به استان رنج سفر می‌خریدند من باب حل مشکلی از محرومی و دستگیری از مظلومی. همان‌ها که دارنده‌ی نشان مخصوص بودند و هرکجا گیر می‌افتادند، کافی بود نشان را درآورده تا همه در برابرشان سر تعظیم فروآورند و الحق که چه چیز خوبی بود آن نشان و چقدر اینجانب هم گاهی آرزو می‌کردم یک بار هم شده چنین نشانی می‌داشتم و بعد با هر کس دوست داشتم و نمی‌داشتم یک دعوای حسابی می‌کردم و وقتی طرف می‌رفت و بچه محل‌ها و بزرگترهایش را جمع می‌کرد و می‌آورد و درمی‌آمدند که: «هووووی یره؟ تو بودی دست رو بِچه محل ما بلند کِردی؟!» طی یک اقدام ضربتی تا می‌خواستند بریزند سرم، آن نشان مخصوص را در می‌آوردم و نشان می‌دادم و درجا سوسک‌شان می‌کردم.

اما چند روز پیش که داشتم به لیست آرزوهای کودکی فکر می‌کردم دیدم چرا راه دور برویم؟ اصلا چرا واردات خارجی؟ مگر همین کالاهای داخلی خودمان که خیلی هم با کیفیت هستند و مهر استاندارد هم دارند مگر چه‌شان است؟ بله! دیدیم ای دل غافل خودمان هم از این نشان‌ها داریم. یعنی حتی از بچگی هم داشتیم. حتی نشان خودمان خیلی قابلیت‌های بیشتر و بهتر از آن نشان میتی کومانشان اینا که انگار فقط یک دکمه تعظیم داشت، دارد. مثلا از همان قدیم این نشان و علامت ما را روی هرچه می‌زدند بسیار مرغوب می‌شد و کیفیتش بالا می‌رفت. حتی کالاهای ما فقط بخاطر همین نشان خاطرخواه‌ها داشت آه! هلو! و از همان جا بود که مشتریان پرپاقرص و عاشقان سینه چاک محصولات داخلی ما شعار «علامت استاندارد ایران نشانه‌ی مرغوبیت کالاست» را برایمان ساختند.

تازگی‌ها حتی این نشان ما آپشن‌های جدیدی هم پیدا کرده است. مثلا یکی‌اش خاصیت میکروب کشی است که با این آپشن می‌توان آب‌های معدنی آن دیو سپید پای دربند را همانطور از سرچشمه در بطری‌ها ریخت و تحویل مشتری داد. یک علامت استاندارد هم تنگش چسباند و خیال جمع بود که دیگر همه چیز حل است و دیگر میکروب‌ها جرات وول خوردن در بدن مشتریان را پیدا نمی‌کنند.

یا مثلا اگر روزی آبلیمویی خوردید که فقط مزه لیمو می‌داد، اصلا و ابدا فکرش را هم نکنید که شاید هیچ لیمویی در کار نباشد.کافی است یک علامت استاندارد کنارش بچسبانید لیمو که سهل است، آبلیموی طالبی با تکه‌های پاستیل هم بهتان می‌دهد.

داشتیم هی در کشف و شهودهای‌مان بیشتر و بیشتر به قابلیت‌های علامت ملی خودمان دست می‌یافتیم یک هو زدند توی پرمان و گفتند رئیس سازمان غذا و داروی کشور گفت «علامت استاندارد ملاک سلامت نیست.»

و باز ما ماندیم و حوضمان وکلی با احساساتمان بازی شد. ما را باش داشتیم ذوق مرگ می‌شدیم و تازه می‌خواستیم برویم پز نشان‌مان را به این میتی کومان‌ها بدهیم. اما از آن‌جا که روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت، انگار بهتر است برویم دنبال همان نشان میتی کومان آرزو کردن‌مان. باشد که رستگار شویم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
عالی و جالبناک بود
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
نوش ذهنتان:)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
هم محتوا و هم سبك نوشتاري دلپسند بود :) مرسي :))
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
خواهش..خوشحالیم مورد پسند بوده:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
البته مستحضر هستید دهه شصتی بودن و شدن از آن توفیق‌ها و بال و پرهای طاووس بود که به هر کس ندهندش
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
بله! یک دهه شصت بود و دهه شصتی هاش:)
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
آبلیموی طالبی با تیکه های پاستیل رو خوب اومدی ....طنزت تو حلقم با زاویه نود ...
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
متشکرممم:)..بازاویه نود که گیر میکنه حلقت اذیت میشه..زاویه 180 درجه باشه صاف بره پایین:دی
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
خیلی خوب بود . ممنون که نوشتی و ممنون که خوندی برامون :) مواظب احساساتتم باش خخ
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
ممنون که خوندی و نظر دادی:) من که مواظبم اینا نمیذارن!لقد روحی میزنن به آدم:دییی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
یه تسوکه هم نداریم که نشان میتی کومان برامون دربیاره و بگه احترام بگذارید !!!! کلا خیلی وقته همش کاخ آرزوهامونو نابود میکنن و احساساتمون بازی میکنن :( خیلی خوب گفتی ^_^
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
تو که الان باید بالای کاخ باشی.تسوکه مخصوص داری خخخخ...ممنون که خوندی:) 20 تومنو که بیخیال ولی مطلب جدید فرستادی میام کامنت میذارم برات:دی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
زیبا و جالب نوشته بودید . ممنون موفق باشید وانیا خانوم :)
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خواهش میکنم و خیلی ممنون که خوندین..همچنین
باران
باران
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
خیلی خوب بود دوسی جان از بعضی جاهایش خوشم اومد دیو سپید پای در بند :)))
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
ممنون از انرژی:)) خوشمان آمد که خوشتان آمد:)
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم عالی... منم دلم میخواست ای کیو سان باشم به راحتی چرخوندن 2انگشت رو سرم برای همه ی مشکلات راه حلشو پیدا کنم :)) گل گفتی... مرسی :)
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلاممم:) ای کیو سان کچل بودا!دوس داشتی کچل باشی؟:دی// خواهش:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
بذار راه حل مشکلاتو پیدا کنم، کچلی مشکلی نداره :)))
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
البته دهه هقتادی کرامت های خودش را دارد;):ذی جالناک بود وانیا حبیبی:))))
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
بله بله دهه هفتادی ها در معیت شصتی ها بچه های خوبی هستن:) جالبناک دیدی:)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خیلی طنازانه نوشته شده بود :) اورین وانیا
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
نگاهت طنازانه بود:)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
ارزوی مویم که جای خود دارد !ولی منم خیلی دلم میخواهد نشان میتی کومان شوما جایی سرغ نداری بفروشن ؟؟چینی هم بود مشکلی نداره ها؟؟ ممنون از مطلب عالیتون
Vania
Vania
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
نه والا!ما هم نیافتیم میگن نگرد نیست.یکی بوده اونم دادن همین مامورشون..فی الحال همون آرزو کنیم شاید فرجی شد! جنس چینی نخر!بیا داخلی تولید کن خودت:)...ممنون که خوندی:)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠