رانندگی به سبک ایرونی!

رانندگی به سبک ایرونی!

نویسنده : sepide.b

رانندگی در ایران درست مثل تمام چیزهای معمول دیگر به طرز غیر معمولی با همه دنیا فرق دارد.

- در راه یک طرفه همیشه حق با ماشین روبرویی ست و در ماشین مقابل همیشه حق با خودِ اوست! کمی پیچیده است. اما وقتی شما اندرخم یک کوچه‌اید و راه هم یک طرفه است پس تقصیر شماست که از سمت درست آمده‌اید و باید بکشید عقب تا قبله عالم مسیرشان را بروند.

- اگر خواهر باشید؛ سر چهارراه‌ها، پس از آمبولانس و آتش نشانی و نیسان آبی حق تقدم با برادران است. خیلی هم مهم نیست از کدام سمت آمده و به کدام سمت می‌خواهند بروند و آیا روبرویشان مسدود است و پیچیدن‌شان ممنوع! نه! آن‌ها باید بروند تا شما بفهمید از آن جانور منفورِ موذیِ مشکی متالیک کمترید.

- نبستن کمربند ایمنی و رد شدن از مقابل پلیس و جریمه نشدن یک افتخار است که اطلاع رسانی همگانی‌اش از همان لحظه نجات با بیست پیامک کاملاٌ رایگانی که ایرانسل دیشب هدیه داده از واجبات است.

- وقتی یک نفر جایی دوبل می‌زند اما جا برای گتره‌ای رفتن باز است. پس او گوش دراز است و گوش دراز هم جایش در دشت است و در نتیجه جای ماشین ما همان جاست. پس با انبساط خاطری تام از پشت پاتک زده و ماشین خود را پارک می‌فرماییم.

- دقت کنید که هنگام عبور از کنار عابر پیاده باید طوری از روی پاهایش رد شویم که صدای ریزش گوشت تنش را شنیده و روح مغفورش را هنگام جان برداشتن از زمین از آینه بغل ماشین مشاهده نماییم.

- تشکیل باشگاه‌های پرسودِ دور دور برای کمک کردن به شعار دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است در جهت حفظ جان هم وطنان.

- یک حرکت بسیار مفرح که سرشار از نبوغ است و نشان می‌دهد مخترعش چندین لامپ حبابی بالای سرش منفجر کرده و سپس سرِ خر را به سوی عابر پیاده با سرعت غیر معقولی کج نموده و پس از آن‌که عابر به مرحله انفارکتوس راه پیدا کرد، مسیر را عوض کرده و شناور در تشتی از استعداد به راه خود ادامه می‌دهد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٧
١
٠
و البته رانندگی در مشهد هم با همه جای ایران فرق داره: اول نیسان آبی مره؛ بعد مو مُرم بعد هر کی تنست!
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات