مظلوم‌های ممنوع التصویر!

مظلوم‌های ممنوع التصویر!

نویسنده : هاچ

رامبد جوان سیستان و بلوچستانی‌ها را آورده بود خندوانه. بماند که در وهله‌ی اول تا دقایق زیادی فکر می‌کردم هیچ زنی آن‌جا حضور ندارد و با خودم گفتم نکند سیستانی‌ها پدر غیرت را درآورده‌اند و نکند زن‌های‌شان را می‌کنند توی گونی که حالا این‌جا نیستند و آن طفلکی‌های بی‌تقصیر، توی ذهنم وجهه‌ی بدی پیدا کردند. آخر سه ردیف مرد گذاشته بودند و آن ته مه ها هم یک ردیفی به زن‌ها داده بودند که اصلا دیده نمی‌شدند. باری به هر جهت، از خندوانه به خاطر تاکید بر نصف مرد بودن زن تشکر می‌کنیم و لوحی به خاطر تکریم مقام زن بهشان اهدا می‌کنیم که: تو را به خدا بگذارید کنار بقیه‌ی افتخارات‌تان که گهگاهی چشمتان به آن بیفتد. بعد یک گروه آمدند و موسیقی نواختند و درباره‌ی کشور شعر خواندند. جلوی این گروه سکو گذاشته بودند تا آلات موسیقی‌شان دیده نشود. و برای من که قبل‌ترها کلی جان کنده و یوگا زده و چایی‌ام را عوض کرده بودم تا یادم برود، یادآوری کردند که صدا و سیما چطور با آلات موسیقی برخورد می‌کند. مثل مجرم‌ها! قاتل‌های جانی! مفسدان اجتماعی! می‌دانید که مجرمین صدای‌شان پخش می‌شود اما سیمای‌شان نه! 

صدا جان و سیما جان، تصدق عرض و پهنایتان، چرا آلت موسیقی را نشان نمی‌دهید و با سکو و گلدان و لاله‌ی گوشِ منشی صحنه، سعی در پنهان کردن آن دارید؟

آخر اگر دف نشان دهیم، دریچه‌ی آئورت مردم می‌گیرد. آن‌هایی که آئورتشان چغرتر است، تاندون پایشان می‌گیرد. بالاخره یک چیزشان می‌گیرد. تو که سواد پزشکی نداری چه می‌فهمی! اگر سنتور نشان دهیم خدای نکرده، هفت قرآن به میان، چشم خودت کور، چشم بچه به آن بیفتد و دلش بکشد یاد بگیرد و معتاد بشود، آن وقت تو می‌روی از توی جوب جمعش کنی؟! خاک به سرم! اگر تار و سه تار نشان بدهیم که دیگر هیچی. جنبش‌های تاتاری راه می‌افتد و جنبش (شما بخوانید فتنه) 99 کلید می‌خورد. آن وقت خودت باید بیایی باتوم... (صدا رفت)

اگر آلات موسیقی نشان بدهیم دلواپسان باید پایشان را بگذارند روی سیم تلویزیون‌های مشهد. چون آن همه پا ندارند به خاطر همین هم پخش نمی‌کنیم. اصلا عشقمان می‌کشد. زورمان زیاد است. برو تا ممنوع التنفست نکردم کرفس!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
چقدر عصبانی!
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
:| پس چرا من در حین خوندن خندم گرفت؟ :| فکر کنم مشکل از منه :||||
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
نه منم خندم گرفت؛ ولی خب طنز تلخ بود که اتفاقا از سر عصابانیت و حرص خودن نوشته شده بود
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
در همین حد هم که صدا و سیما گذاشته آهنگ بنوازن باید خدا رو شکر کرد دیگه توقع بیجا نداشته باش :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٤
١
٠
بابا صدا و سیماست! غول که نیست که!!!! باهامون مشکل که ندارن! ولی هر کشوری یک سری خطوط قرمز داره بالاخره... گارد نداشته باشیم توروخدا...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
خیلی عالی/ممنون /حرف دل ما بود/که شما جرات کردین و گفتین (:
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
واقعا چرا اینطوره؟
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٢٠
١
١
چون اینجا ایرانه...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٧/٢١
١
٠
بیخود ب ایرانیا نچسبونین...... فقط یاد گرفتین هرجور شده کشورتونو کوچیک کنین
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
موافقم..
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
نمیدونم چی بگم ....ولی ایرنو دوست دارم ...هرکشوری یهک خط قرمزایی داره
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/٢١
١
٠
کاش میدیدم اون قسمت رو !! جالبه !:-lll
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
«برو تا ممنوع التنفست نکردم کرفس!» چـــــــــــــــــــقــــــــــــــــــدر تـــــــــــــرسنــــــــــــــــــــــــــــاک!!! مــــــــــــــــــــــــــــــااااااااااااااااامـــــــــــــــــــــــــــــان؟؟؟ آروم باشید ترو خدا!!!! این همه حرص واسه هفتاد سالگی خوب نیست باور کنین! ؛)
پربازدیدتریـــن ها
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
از قیمت پیاز تا ژن خوب

اونایی که ژن خوب ندارن نیان پیج من، مرسی اه!

٩٦/٠٥/٠٤
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
قول بده جز من نخواهی

ما مردها از یک بیماری رنج می بریم

٩٦/٠٥/٠٤
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

یهو یک عده دختر آفریدند

٩٦/٠٥/٠٤
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
می گذارم همه چیز از دست برود

ترس از دست دادن

٩٦/٠٤/٣١
در حسرت زندگی بنجامین باتن!

معضلی به نام چاقی

٩٦/٠٥/٠٣
اصیل و گس

خرمالوی من

٩٦/٠٥/٠٤
راز قدرت پدرها

در پیرژامه پدری

٩٦/٠٥/٠١
با حوصله و امید

مرداد را باید سرفرصت زندگی کرد

٩٦/٠٥/٠٣
ترس متفاوت من

دختری که دیوانه وار از پروانه می ترسد

٩٦/٠٥/٠٣
تبلیغات