ترس فرصت دوست داشتن را از ما می‌گیرد

ترس فرصت دوست داشتن را از ما می‌گیرد

نویسنده : Sara_Rh

کاش انسان‌ها هیچ وقت در مسیر هم قرار نمی‌گرفتند مگر آن‌که در تقدیر هم جا داشتند و در تقویم تقدیر خدا با هم بودن‌شان امضا شده باشد. دیگر آن وقت هیچ کس نمی‌ترسید. همین ترس که به تازگی متوجه شدم دسیسه کاری حرفه‌ای ست برای کشتن احساس آدم‌ها و منطقی کردن‌شان. ترس در آینده خانه می‌کند و تو را از آینده می‌ترساند دقیقا دست روی چیزی می‌گذارد که همه می‌ترسند، نتیجه این ترس می‌شود مراقبت از خودت و احساست، گاه هم خودت را گول می‌زنی و احساست را پنهان می‌کنی ولی یک جا با یک تلنگر همه چیز را برایت رو می‌کند .

می‌ترسی عاشق شوی، می‌ترسی عشقت را بروز دهی که نکند دانه‌های انار دلت را ببیند، آن وقت فقط به خودش فکر کند و سکوتش تو را عذاب بدهد، حتی می‌ترسی خاطره بسازی که در آینده خاطرات باشند ولی صاحب خاطرات نباشد، می‌ترسی زیاد اصرار کنی در بدبخت کردن هم نقش داشته باشید، می‌ترسی اصرار نکنی زیر پایت را خالی کند بد جا بخوری و بعد از او خودت هم نباشی، حالا حق دارم بگویم این ترس یک حیله گر است، ترس همه جا خوب نیست باور کنید .

چند هفته قبل مقداری از این ترس را کشتم وقتی کاموا خریدم. دیگر مهم نبود، بود و نبودی که من را از آینده می‌ترساند. آن لحظه از هیچ چیز نمی‌ترسیدم چون تصمیم جدیدی در من نشات گرفته بود که چه بمانی یا نمانی، این خرد ریزهایی که به نیت تو پیش من امانت است روزی به تو برمی‌گردانم، خواستی قبول می‌کنی، نخواستی هم سطل زباله جای خوبی می‌تواند باشد یا می‌توانی مقابل چشم‌هایم روی میز کافه جا بذاری و بروی برای همیشه، دیگر چشم‌هایم هم از دیدن رفتنت نمی‌ترسد .

زنده یاد احمد شاملو چه زیبا گفت :  

مرگ را پروای آن نیست

که به انگیزه‌ای اندیشد

زندگی را  فرصتی آن‌قدر نیست

که در آینه به قدمت خویش بنگرد

و عشق را مجالی نیست

حتی آن‌قدر که بگوید 

برای چه دوستت می‌دارد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی خیلی متن خوبی بود.واقعا محو خوندن شدم.آفرین :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/١٦
١
٠
در ره عشق که خطرهاست در او/شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی زیبا بود سارا خانوم .ممنون
Sara_Rh
Sara_Rh
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
سلام خواهش می کنم لطف دارید
Sara_Rh
Sara_Rh
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
سلام ممنون خواندیت
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٧
٠
٠
سلآم؛ بله ...در اين جهان نياز به دوست داشتن و ستايش بيش از نياز نان است...مادر ترزا :) وشاید ترس بزرگترین مانعش؟! درست گفتی :) تشکـــــر.
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات