بگذار روی دلت هـا كنم!

بگذار روی دلت هـا كنم!

نویسنده : kianaz

هوا سرد شده. شيشه بخار گرفته. بچه كه بودم عاشق اين بودم كه با دست‌هاي كوچولوم روي شيشه بخار گرفته نقاشي كنم. هــــي هوا سرد شده ولي انگار باهاش دل خيلي‌ها هم سرد شده، از زندگي، از عشق، از دنيا. انگار يک نفر را مي‌خواهند كه بياید روی دلشان هـــا كند، بعد با دست‌هایش روی‌ آن نقش و نگار عشق را بزند!

امروز كه داشتم از هواي سرد پاييز استفاده مي‌كردم، بچه‌اي را ديدم كه چسبيده بود به يك آقا و مي‌گفت ازم دستمال بخر! بي توجه گذشت، هميشه مي‌گفتند بگذر از همه چيز ولي... به قول آن بزرگ كه نامش را به خاطر نمي‌آورم «چگونه سيري خود را با ترازو بچه‌اي گرسنه وزن كنم» نمي‌دانم شايد هم اين جمله طور ديگري بود ولي معني همين را مي‌رساند.

نمي‌دانم... هوا سرد ميشود، خدا كند دل كسي سرد نشود.

=========

پي نوشت: روي دلت ‌ها مي‌كنند، بگذار بكنند، بهتر از بي نقش بودن دل شيشه‌اي‌ات است .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/١٩
١
٠
چقد تیترش قشنگ بود :)خود مطلب هم :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
مرسي ^__^
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
زیبا بود کیاناز خانوم .ممنون :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
خواهش میکنم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
سلام..بسیار خوب...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
تشکرات :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
راستش دل ما که شیشه ای نیست. خیلی وقته سنگی شده؛ اگر روی سنگ «ها» کردن جواب میده استقبال می کنیم
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
فکر نکنم جواب بده فکر میکنم و یه متن مینویسم در این خصوص
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
این بچه های کار متأسفانه همیشه بزرگ ترهایی دارند؛ بزرگ ترهایی که اونها رو به این کار وا می دارند
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
بله و این خیلی بده
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
لذت بردم...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
چه خوب :)
maede
maede
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
رو دل شیشه ای ها کنن،با دلایی که از سنگ هستن چه میشه کرد؟؟
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
چی بگم یه مطلب هم در خصوص این مینوسیم حتما :)
maede
maede
٩٤/٠٩/١٣
٠
٠
:) آواتارت خودتی؟عکس خوبیه،قشنگه.
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
چقدر خوب بود این متن.دمتون گرم عالی بود :)
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
واقعا؟؟ ممنونم
narin_goli
narin_goli
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
متن برتر واقعا هم باید متن برتر شود عالی بود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨