چند بیتی که به توصیه نادر ابراهیمی باید خواند

چند بیتی که به توصیه نادر ابراهیمی باید خواند

نویسنده : f_maveddat

 کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم از نادر ابراهیمی را می‌خواندم که به این حرف قشنگ رسیدم:


بهتر دیدم چند بیتی از این شاعران را با شما به اشتراک بگذارم. امیدوارم که لذت ببرید:

 

 مولوی


 رنج وغم را حق پی آن آفرید

تابدین ضد خوشدلی آید پدید

پس نهانیها به ضد پیدا شود

چونکه حق را نیست ضد پنهان بود

===

دو سر انگشت خود بر دو چشم نه

هیچ بینی از جهان انصاف ده

روسر در جامه ها پیچیده ای

لاجرم با دیده و نا دیده ای

===

حس این دنیا نردبان این جهان

حس دینی نردبان آسمان

صحت این حس بجویید از طبیب

صحت آن حس بخواهید از حبیب

===

مایه در بازار این دنیا زر است

مایه آنجا عشق و دو چشم تر است

هر که او بی مایه ی بازار رفت

عمر رفت، و بازگشت او خام تفت

===

منگر اندر نقش زشتو خوب خویش

بنگر اندر عشق ودر مطلوب خویش

 مگر آنکه تو حقیری یا ضعیف

بنگر اندر همت خود ای شریف

 

حافظ


 ما بدین در نه پی حشمت وجاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

رهرو منزل عشقیم ز سر حد عدم

تاب ه اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

===

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

نخست موعظه ی پیر صحبت این حرفست

که از مصاحب ناجنس احتزار کنید

===

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هرکس بر حسب فکر گمانی دارد

با خرابات نشینان ز کرامات ملاف

هر سخن وقتی وهر نکته مکانی دارد

===

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چکار

کار ملکست آنکه تدبیر وتامل بایدش

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

===

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

نقطه ی عشق نمودم ب تو هان سهو مکن

ورنه چون بنگری از دایره بیرون باشی


 خیام


 گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

احوال فلک جمله پسندیده بدی

ور عدل بدی بکارها در گردون

کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

===

در گوش دلم گفت فلک پنهانی

حکمی که قضا بود ز من میدانی

در گردش خویش اگر مرا دست بدی

خود را برهاندمی ز سرگردانی

===

آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

معذوری اگر در طلبش میکوشی

باقی همه رایگان نیرزد هشدار

تا عمر گرانبها بدان نفروشی

===

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

میترسم از آن که بانگ آید روزی

کای بیخبران راه نه آنست و نه این

===

برخیز و مخور غم جهان گذران

بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفایی بودی

نوبت بتو خود نیامدی از دگران

===

از جمله رفتگان این راه دراز

باز آمده کیست تا بما گوید باز

پس بر سر این دو راهه‌ی آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمی‌آیی باز

===

گر یک نفست ز زندگانی گذرد

مگذار که جز به شادمانی گذرد

هشدار که سرمایه سودای جهان

عمرست چنان کش گذرانی گذرد

===

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است

===

از منزل کفر تا به دین یک قدم است

وز عالم شک تا یقین یک نفس است

این یک نفس عزیز را خوش میدار

کز حاصل عمر ما همین یک نفس است

===

چون آب به جويباروچون باد به دشت

روزي دگر از نوبت عمرم بگذشت

هرگز غم دوروز مرا ياد نگشت

روزي كه نيامدست و روزي كه گذشت


 صائب تبریزی


 بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را

بر ما و خود ستم کرد، هر کس ستود ما را

===

حضور خاطر اگر در نماز معتبرست

امید ما به نماز نکرده بیشترست

===

طومار زندگی را، طی می‌کند به یک شب

از شمع یاد گیرید، آداب زندگانی

===

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

===

ای گل شوخ که مغرور بهاران شده‌ای

خبرت نیست که در پی چه خزانی داری

===

من از بی‏قدری خار سر دیوار دانستم

که ناکس کس نمی‏گردد از این بالانشینیها

===

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام . شعرها همه عالی بودند فاطمه خانوم . سپاس از شما :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/٠٧
٠
٠
سلآم؛ سپاس درود بر شما...ببخش من نبودم جوابگو باشم :)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
واقعا لذت بردم ..... ممنون از هر دو :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/٠٧
٠
٠
سلآم؛ مرسی از شما و حضورتون :)
زیتون
زیتون
٩٤/٠٨/٠٩
٠
٠
آفرین به این همه حوصله و چیدمان شعر ها ، خدا قوت
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/١٠
٠
٠
سلآم؛ خواهش میشه... مرسی...امیدوارم که رضایت بخش بوده باشه :))
dordanag_d
dordanag_d
٩٤/٠٨/٢٠
٠
٠
به به .. لذت بردم :)
مدیرسبز
مدیرسبز
٩٤/٠٩/٠٣
٠
٠
خیلی خوب و آموزنده بود. شعری هم از صائب هست که میگه: گر وا نمیکنی گره ای خود گره مشو.......ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست. :) ممنون.
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
حافظ خوبه ! همشون خوبن. برای من شعرهای سهراب یه تازگی داره..
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
با سلام و عرض ادب خدمت شما خانوم مودت باید عرض کنم ، تولدتون مبارک :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
حافظ،خیام،صائب تبریزی، شما فاطمه خانم گل! همگی عالی و دوست داشتنی هستید:) مرسی
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
مرسی از شما.....نظر لطفته عزیزجان :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٢٥
١
٠
بخش های خیلی خوبی رو انتخاب کرده بودین :) تشکر :) راستی واقعا نوشته های ابراهیمی خوبن ؟ من کتاب عاشقانه ارام رو گرفتم چند صفحه ای خوندم اما حجم لطافت گویی انقدر بالا بود که از خوندن کسل شدم و دیگه ادامش ندادم.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٦
١
٠
سلآم؛ سپاس...مرسی از حضورتون... از نظر من بله....من هم عاشقانه ی آرامشو دوست دارم...هم چهل نامه ی کوتاه به همسرمشو....واگر زیاد از لطافت و این حرفا خوشتون نمیاد :) مجموعه 10 جلدی بر جاده ی های آبی سرخش بد چیزیه (^_^) من که شدید عاشقشم... درمورد میرمهنا ویارانشه وکلی شخصیت های جذاب وطغیانگر داره... بعد اون ابن مشغله اش هم خوبه :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
متشکراتم ^_^
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
زیبا بود ممنون
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٠١
٠
٠
سلآم؛ خوآهش میشه مرسی از حضورتون :) کلیک رنجه نمودین.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠