این حوادث هيچ وقت نمی‌شود حوادث ِ کوفه

این حوادث هيچ وقت نمی‌شود حوادث ِ کوفه

نویسنده : شادزی خانوم

چه تلخ شد عید قربان ِ ما امسال 

دیگر نبود هوای شادی و لبخند بر لب ِ ما

چه خبر تلخی رسید به گوشمان آن روز

که در آورد گریه‌ی همه را در سراسر ایران

 

در این یک هفته‌ای که گذشت 

بغض‌های همه چه راحت شکست 

شکست مثل ِ شیشه این بغض‌ها

امّا جاری شد به جای اشک، خون از این چشم‌ها

 

آل ِ سعود لعنت ِ خدا بر تو باد این روزها

و تو خندیدی به حال و هوای غم زده ِ ما 

نکردی حتی یک عذر خواهی از جهان ِ اسلام 

و دل‌ها همه خون شد از این رفتارت ای آل سفاک 

 

به خیالت 465 ایرانی را کُشتی و خندیدی 

نگفتی که همه این‌ها برای ما می‌شود یک درس

که همیشه باشیم همه جا یار اصحاب ِ پیغمبر

ما نمی‌بخشیم و خدا نبخشد شما ها را 

 

این حوادث هیچ وقت نمی‌شود حوادث کوفه 

چون ما نمی‌شویم هیچ وقت از اهالی کوفه 

اهل کوفه تمام ایمان‌شان بست ِ به یک نان بود

امّا این حاجیان لب تشنه رفتن پیش مولایشان

چون همه عهد و وفایشان با همان یک یار بود

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
میشد نفرت رو از شعرتون لمس کرد.خیلی راحت و بی پروا و خوب نوشتید
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠١
٠
٠
تشكر ازشما :)
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
تشكر از شما آقای شاه عالمی :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات