مهاجراً الی سبط رسول الله

مهاجراً الی سبط رسول الله

نویسنده : i_banu69

هر سال، عید غدیر که می‌گذشت یکسره التماس کنان می‌گفت: خدایا ازت می‌خواهم که بگذاری تا آخر محرم و صفر زنده باشم عزای اربابم رو ببینم. خدای بگذار پایین پای اربابم بمیرم.

پارسال چقدر محرم و صفر گریه کرد، روضه رفت، مسجد رفت، در حد وسعش به عزاداران اربابش شربت و چای داد. روزهای اول ربیع الاول رفت کربلا، کنار ضریح قلبش از تپش ایستاد. احیای قلبی تنفسی هم فایده نکرد. به آرزویش رسید. پایین پای اربابش جان داد.

حالا من هر وقت یادش می‌افتم می‌گویم خدایا بگذار پایین پای اربابم بمیرم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/١٥
٥
٠
کاش می شد کربلا رفت و دیگر برنگشت... کاش می شد اشک شد و این قدر اشک شد که دیگر نباشی/ کاشی وقتی رفتی کربلا اگر روزی هم برگشتی خودت نباشی
ناشناس
ناشناس
٩٤/٠٧/١٥
٣
٠
می بینیم که طبع شعر شما هم گل کرد اقای نادری ،فقط قافیه اش ناجور بود
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/١٥
٣
٠
شعر نبود که قرار به جور کردن قافیه باشه :)
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/١٥
٢
٠
چقد پاک بوده ... چقد خوب بوده ... چقد امام حسین دوستش داشته ... چقد خوش سعادت بوده ... چقد خوش به حالش بوده ...
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/١٦
٣
٠
قشنگ بود.قسمت بشه انشاالله :)
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٦
٣
٠
چه مرگ خوبی :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات