مرسی خندوانه ، ممنون رامبد

مرسی خندوانه ، ممنون رامبد

نویسنده : وبگردی

اولین بار اسم خندوانه را در یکی از مقالات مجله سروش خواندم. مصاحبه ای کرده بود با محمد صوفی تهیه کننده رادیو هفت و این دو برنامه را با هم مقایسه کرده بود که کدامیک پر مخاطب تر و برای بینندگان جذاب تر است.

راستش تا آنروز اسم شبکه نسیم را هم نشنیده بودم و چون عنوان مقاله یکجور حس رقابت بین این دو برنامه ایجاد می کرد و من هم شدیدا طرفدار رادیو هفت بودم یکجورهایی حتی احساس منفی به خندوانه داشتم. اینها گذشت تا همین چند وقت پیش و داستان رقابت بین ژوله و حیایی. آنقدر نقد و متن و طرفداری شنیدم و خواندم که کنجکاو شدم ببینم این خندوانه اصولا چی هست؟

یک دستگاه ست آپ باکس خریدم  و مشتاق رقابت استندآپ کمدی شرکت کنندگان بودم که ماجرای منا پیش آمد و خندوانه پخش نشد. در حقیقت امشب اولین باری بود که خندوانه را می دیدم.

قاعدتا به عنوان یک بیننده نوپا نمی توانم اظهار نظر جامعی داشته باشم اما فضای برنامه رامبد جوان یک فضای تازه بود . فضایی که مشابهش را در هیچ برنامه دیگری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمی شود دید. امشب میهمانان خندوانه خانواده  شهدای اقلیت های دینی بودندد.

رامبد جوان با هنرمندی، شیعه و سنی و ارمنی و آشوری و زرتشتی را کنار هم نشانده بود و صحنه‌های تاثیر گذاری خلق کرد. هرچند برنامه امشب خیلی شاد و خنده دار نبود و گاهی حتی بغض و اشک بیننده را در می آورد. هرچند شاید مهمانان این برنامه خندوانه به سفارش مسئولان و یا به دلیل حال و هوای غمناک اینروزهای ایران دعوت شده بودند. هرچند جای سایر اقلیت های دینی مثل کلیمی ها در بین میهمانان برنامه خالی بود. شاید یک همچین برنامه ای برای تلطیف حرف و حدیث های سیاسی حول و حوش خندوانه  لازم بود. و شاید به هر دلیل و علت دیگری که ممکن است این برنامه و این مهمان ها با معیارها و اهداف برنامه خندوانه همخوانی نداشته باشند.

اما باید اذعان داشت که با تمام این فشارها این انتخاب ، انتخاب فوق العاده ای بود.

در روزگاری که قریب به اتفاق همسایگان ما درگیر جنگ و ناآرامی هایی هستند که ریشه اش مذهب و فرقه و اعتقاد و قومیت است باید به رامبد جوان آفرین گفت که آدمهایی را با اعتقادات مختلف کنار هم نشاند و یادآوری کرد که به جای فکر کردن به اختلافات می شود به اشتراکات فکر کرد . به جای اینکه به بهانه زبان و قومیت و دین از هم فاصله بگیریم می شود به بهانه (میهن ) به بهانه (با هم بودن) و به بهانه شادی و لبخند با هم مهربان تر باشیم .

منبع:

http://javgiriattt.blogsky.com/1394/07/08/post-1755

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فائزه
فائزه
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
واقعا خندوانه نارگیلهههه ♥♥♥ :)))
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خندوانه خیییلیییییی باحاله:)
arwen
arwen
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
شاید بعد از رفتن محمد حسینی از صدا و سیما رامبد جوان اولین مجری بود که خنده واقعی رو به تلویزیون اورد دستش درد نکنه و واقعا این ساختن برنامش خوشحالمون کرد.این برنامش تو روزهایی که مدارس ما بچه های بعضی اقلیت ها رو به جرم اعتقادشون راه نمیدن به مدرسه کار زیبایی بود
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
ممنون . مطلب جالبی بود .
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلآم؛ بله...دمشون گرم :)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات