ترفندهای ترم بالایی‌‌نما بودن!
نصیحت‌های برای ترم اولی‌ها

ترفندهای ترم بالایی‌‌نما بودن!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

روزهای اول مهر است و هر طرف دانشگاه را که نگاه کنید، دانشجویان عزیز جدید الورود را می‌بینید. از حیاط گرفته تا بوفه، آسانسور، دستشویی، اتاق اساتید، دفتر گروه آموزشی، واحد تکثیر و پشت بام! بله؛ اگر دقت کنید حتی روی پشت‌بام هم عده‌ای از این عزیزان را خواهید دید. اصلا شاید خودتان هم یکی از همین جدیدالورودهای نازنین باشید که الان بعد از خواندن سه خط بالا با این سوال بنیادین روبرو شده‌اید که «واقعا اینقدر تو چشمیم؟» پاسخ مثبت است. شما به طور ناخودآگاه رفتارهایی از خودتان نشان می‌دهید که جدیدالورود بودنتان توی چشم می‌آید. سوال بنیادین دیگری که برای‌تان پیش می‌آید احتمالا این است که «خب چیکار کنیم؟». در قسمت پایین با کارهایی آشنا می‌شوید که تا حد زیادی از توی چشم بودن شما به عنوان یک جدیدالورود جلوگیری می‌کند. از جمله: 

- همه جاذبه‌های گردشگری دانشکده‌تان را در ماه اول کشف نکنید. شما حداقل دو سال (اگر دانشجوی کاردانی باشید) و حداکثر چهارسال (اگر از نوع دانشجویان ز گهواره تا گور نباشید!) برای گشت و گذار در دانشکده وقت دارید. کمی خودداری کرده و کمتر در اماکن عمومی ظاهر شوید!

- تمام لوازم تحریرتان را سر کلاس استفاده نکنید. اگر تعداد زیادی خودکار اکلیلی، روان‌نویس‌های عطری و دفترهای سیمی و غیر سیمی فانتزی دارید، خوش به حالتان! اما از همین اول کار خودتان را به نوشتن با یک یا حداکثر دو خودکار عادت بدهید.

- قبول دارم که رشته تحصیلی و شغل هر کس بر شخصیت و پوشش او تاثیر دارد اما شما در ابتدای ورود به دانشگاه هستید و کسی هم از شما انتظار تطبیق پوشش و موقعیت اجتماعی ندارد. از پوشیدن لباس به سبک خانم وکیل‌ها، آقا دکترها، مهندسین معدن و غیره خودداری کنید. یادتان باشد با یک لباس راحت بهتر می‌شود درس خواند.

- حواستان به حرف زدنتان باشد. در محیط دانشگاه ممکن است کلاس‌هایی داشته باشید که هم‌زمان دانشجویان ترم‌های مختلف را در خود جا داده‌اند. برای توی چشم نبودن سعی کنید از عبارت‌هایی مثل «زنگ بعد»، «زنگ تفریح»، «معلمتون کیه؟» و... که نمایانگر فاصله حداکثر سه ماهه شما با مدرسه است، خودداری کنید.

- از همین اول کار یادتان باشد که برای دانشجوی نمونه بودن، می‌شود فقط درس خواند. لازم نیست به اشخاصی مانند کیف‌برنده استاد (دانشجویان شریفی که دنبال استاد دویده و کیف وی را تا اتاقش می‌برند)، پرسنده سوالات بدیهی و شیرین (کسانی که سوالاتی از قبیل «استاد ببخشید فرمودید دو به علاوه دو چند می‌شه؟» می‌پرسند)، ارائه دهنده مخلفات درسی (دوستانی که علاقه وافری به ارائه تحقیقات اضافه برای یک درس دارند!) و ...تبدیل شوید.

- این یکی را نمی‌دانم چطور بگویم... خب... راستش... بگذارید یک نصیحت خواهرانه بهتان بکنم: شاید اولین پسری که توی دانشگاه می‌بینید مرد زندگی‌تان و اولین دختری که می‌بینید همسر مورد علاقه‌تان نباشد! ابتدا به فعل جمله قبل (نباشد) دقت کرده، سپس به این نکته توجه کنید که همه رمان‌های عاشقانه واقعی نیستند! در آخر هم از تولید هرگونه موقعیت رمانتیک در ماه‌های ابتدایی ورود به دانشگاه خودداری کنید!

اگرچه این فهرست بسیار دور و دراز است، اما در پایان شما را به یک نکته جامع و کامل راهنمایی می‌کنم، آن هم این‌که «بیش از حد ترم‌اولی‌بازی از خودتان درنیاورید».

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
par!sa
par!sa
٩٤/٠٧/١١
٢
٠
از رو کوله پشتیاشونم میشه تشخیصشون داد :d کوله پشتی پُر!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
راست میگین :)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/٠٨/٠٢
٠
٠
تا ترم آخر کوله پشتی همراه بود لپ تاپ رو که نمیشه لای جزو گذاشت :D
admin
admin
٩٤/٠٧/١١
٤
٠
اذیت کردن کودکانه استاتید خانم و اشتباه گرفتن ایشان با کیس های مناسب هم از نشانه های ترمکی بودن پسران است!
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/١١
١
٣
نچ نچ نچ ، تجربه شو داشتید؟ خخخ
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٧/١١
٢
٠
استاد خانوم داشتيم سر كلاس خانم ها مقه برج زهر مار بود ، وقتي ميومد كلاس اقايون اصلا یه جور دیگه بود ، طوري كه وقتي يه خانوم بعضي وقتها ميومد سركلاس ما برا اون جلسه ، بعدش ميگفت اين استاد همون استاد ماست يا خواهردوقلوشه ! تو كلاس ما پاچه همه رو ميگيره ، اينجا كلاس بگوبخند راه انداخته بجاي درس!!!!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
اینکه از همون روز اول بشینید سر کلاس و نزدیک عید هم کلاس رو تعطیل نکنید ، اینکه وقتی استاد دیر میاد واستید یک ساعت سر کلاس بشینید :) اینا رو رعایت کنید اگنه دعوا مره !
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
بله متاسفانه:)) نمیدونم چرا این مشکل در مورد اساتید آقا کاربرد نداره! مگه دانشجویان دختر ترم یکی دل ندارن؟:))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
mahziar البته این مساله در مورد اساتید آقا هم شدیدا مطرحه ها:))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
بهمن بهمنی: آره آره اینو یادم رفته بود! نپیچوندن کلاس. وااااای!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٧/١١
٤
٠
حواستان به حرف زدنتان باشد. در محیط دانشگاه ممکن است کلاس‌هایی داشته باشید که هم‌زمان دانشجویان ترم‌های مختلف را در خود جا داده‌اند. برای توی چشم نبودن سعی کنید از عبارت‌هایی مثل «زنگ بعد»، «زنگ تفریح»، «معلمتون کیه؟» و... که نمایانگر فاصله حداکثر سه ماهه شما با مدرسه است، خودداری کنید. یعنی این یه مورد کرکره خنده است نیلوفر! مورد داشتیم توی آموزش شنیدم یه دختری داشت از مسول آموزش میپرسید اقا ببخشید کتابهامون ور کی میدین:)) فک میکرد مث مدرسه هست که دانشگاه کتابهای آموزشی رو تهیه کنه! کلا راه فرار نداره همیشه تو چشم خواهند بود ورودی های جدید مث همه ی ما اصلا اون ذوق زدگی چشم هاشون رو چیکارش کنن؟؟ خودکار اکلیلی نیست که نیارنش سر کلاس ورودی های جدید ذوق زده اند چون هنوز از هیچی خبر ندارن!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
آره طفلک ها نمیدونن به یه ماه نکشیده ذوقشون کور میشه کلا:))
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٤/٠٧/١١
٢
٠
خب من خودکار رنگی دوس دارم...چ کنم؟. این معلموتون کیه خیلی بده...ی بار گفتم.. دختره گف قشنگ معلومه ترمکی :((
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
لااقل تو کلاس با یه خودکار بنویس بیا خونه با اکلیلی پاک نویس کن :))
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/١١
١
٠
راس ساعت سر کلاس حاضر شدن هم از نشانه های دیگر ترمکی بودن است :)))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
و سر ساعت از کلاس بیرون رفتن. حتی بعد از کلاس موندن و از استاد سوال پرسیدن!
Mahziar
Mahziar
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
يه بار يكي ازين ترمكي ها به پستم خورد ، جوري هاج و واج همه جا و همه كس رو نگاه ميكرد انگار اومده كره مريخ !!! بمن كه رسيد گفت اقا ببخشيد اين سرويساش كجاست !! منو ميگي :|گفتم خانم ببخشيد ولي تابلوش دقيقا پشت سرمه ولي از قد منم بزرگتر ودرشت روش نوشتن !!!! بعدا فهميدم ايشون هم رشته اي خودمه و سربعضي كلاسها كه ميديدمش با نهايت تنفر و انزجار نگام ميكرد !!!!!!!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
خب گناهی نداشت طفلک. آدم روزای اول چشمش همه چیزو نمی بینه که! فقط بعضی چیزارو میبینه :))
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
من فکر میکنم این ترمکی بودن قبلا بیشتر صدق میکنه (شاید به خاطر اینکه قبلا دانشگاه اولین جایی بوده که دختر و پسر باهم بودن) بیشتر سوتی های ترمکی هم برمیگرده به همین حجب و حیا.اما شخصا هیچوقت تو دانشگاه متوجه کسی که ترم اولی بوده نشدم یعنی اصلا تو چشم نیستن و کاملا مثل بقیه رفتار میکنن و فقط میشه یه جور شناختشون اونم وقتیِ که میان می پرسن فلان کلاس کجاست همین,حداقل توی دو دانسگاهی که من بودم اینطور بوده و حتی ترم اولی هایی بودن که از یه ترم دهی ام اعتماد به نفس بیشتری داشتن.در کل این واژه ی ترمکی برای من ما به ازای خارجی نداره
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
عجیبه. نمیشه گفت خوش به حالتون یا بد به حالتون که ندیدینشون. چون بعضی از این دوستان همونقدر که رفتاراشون حرص آدم رو در میاره، گاهی هم خیلی بامزه اند:)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
توصیه آخری که در مورد پیدا کردن مرد یا زن رویاهاشون هست خیلی جالب بود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
تشکر از نظرتون:)
Anis
Anis
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
من تو دانشگا ک تابلو نیستم چون چن تا از همین ترم یکیام اومدن ازم پرسیده فلان جا کجاس! ولی تو کلاس خعلی ضایع تشریف دارم! چن دفه هی گفتم خانوم اجازه! زنگ بعدی و ایناا! ک اونم همه مث هم ترم یکیم جای دوری نمیره!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
خوبه. اصلا همه ترم یکی هارو باید با هم بندازن که کسی رسوا نشه این وسط:دی
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلآم؛ یاد دوران دانشجویی خودم افتادم :)) ترم های اول دنبال استاد در به در بودیم از این کلاس به اون کلاس...ترمای آخر رسما میرفتیم تو اتاق اساتید میشستیم منتظر تا استاد بیاد....یادش بخیر...حتی اگر تعدادمون کم بود از استاد میخواستیم کلاسمونو همونجا تو اتاق اساتید برگذار کنه دیگه به خودمون زحمت گشتن هم نمیدادیم :))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
ما هم اتفاقا ترم پیش جلسه اول پاشدیم یه رب زودتر رفتیم اتاق استاد گفتیم «خودمون اومدیم واسه معارفه که شما زحمت نکشید بیاید پایین. » بعد ده دقیقه هم تمومش کردیم.همچی آدمایی هستیم ما!:))
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
احسنت به شما :)
فائزه
فائزه
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
=))) باتشکر :دی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
با تشکر از شما :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
يادش بخير :))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
بله یادش به خیر... :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
وای دقیقن من همه این چیزایی ک گفدی رو انجام میدم!!ولی خو هنو ترم بالاییمون نیومدن ک مسخرمون کنن:| کل دانشگا ماعیم فقد:دی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
خوبه دیگه. تا نیومدن تمرین کن که این عادت های بدو ترک کنی:))
شاید بشود گفت آدم!
شاید بشود گفت آدم!
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
والبته آدم با دیدن ترمکی ها سری ب نشانه ی تاسف واسه خودش تکون میده و میگه ینی منم اینجوری بودم!؟!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
بعد آدم هی سعی میکنه خاطراتی که توشون اینجوری بوده رو یادش نیاد که مثلا «نه من اینجوری نبودم»:))
بهار
بهار
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام نیلوفر جان.وقتت بخیر.من خیلی وقت هست وبلاگ شما را می خونم خواستم بگم که در اینستاگرام یک پیجی هست به اسم چیزنا که صاحب پیج بزرگمهر حسین پور عزیز هست و مطالب طنز و کاریکاتور در اون پیج و البته وبسایتشون که اسمش هست"چیزنا"نوشته میشه.طنزپردازانی مثل قاسم خانی ه،ژوله و و و...خواستم ببینم شما هم می تونید مطلب برای این پیج بفرستید؟آخه قلم طناز و نکته سنج شما هم قابل ستایش هست
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام بهار عزیز. ممنون از لطفت. ولی خب من طنزنویس نیستم و گاهی یه چیزایی مینویسم فقط. اون صفحه هم تا جایی که شنیدم برای نویسنده های خیلی بزرگتر از منه. من خیلی راه دارم تا نویسنده شدن :) ممنون.
بهار
بهار
٩٤/٠٧/١٣
١
١
سلام نیلوفر عزیزجانم.باور کنید سبک نوشتاری شما هم مثل اون عزیزان هست.وقایع جامعه را با سبک شیرینی بیان می کنند.شما هم واقعا عالی هستید.ایرادی داره از نظر شما که من در پیج چیزنا از شما و وبلاگتون بگم؟
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٤
٠
٠
سلام. ممنونم از شما. ایرادی که نداره ولی من طنز نویس نیستم. تشکر:)
الی
الی
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
باز جای شکرش باقیه که نیلوفر خانم خودشون میدونن که طنزنویس نیستن و فقط چند وقت یک بار ، به سر جیمی ها منت میگذارن و طنزکی مینویسن که اگه لطف کنن و به ضرب المثل هر کی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش ) عمل کنن ممنونشون میشیم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
طنز نویس نیستم اما هرکس این اختیار رو داره که توی متنی که مینویسه تا هر اندازه ای که صلاح میدونه شوخی کنه! و این کلا با طنز نویسی فرق داره. از نظر شما هم تشکر می کنم :)
khatere
khatere
٩٤/٠٧/١٤
٠
٠
مورد داریم افرای ترم بالایی هستند و هنوز ک هنوز است این کارهای بد ازشون سر میزنه! بخصوص سرساعت آمدن و رفتن و بعد از کلاس از استاد سوال پرسیدن! این موضوع یکی از مسائل مهمی است که دقیقن نمی دانم کجای دلم بگذارمش :))) ممنون نیکولای عزیز لذت بردم
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
اونا ترمکی بودنشون هنوز زنده است. عین کسایی که کودک درونشون تا آخر عمر زنده است :))
Amir Hossein
Amir Hossein
٩٤/٠٧/١٥
١
٠
. . . و شما هم روزی ترمکی بودید!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
بله دقیقا! همینطوری هم بودم اتفاقا:)
پری گل
پری گل
٩٤/٠٧/١٥
١
٠
یه مورد دیگه اینکه آقایون! توی دانشگاه اکثر فضاها مثل سالن مطالعه، بوفه، و حتی دستشویی تفکیک جنسیتی شدن. اگر وارد فضایی شدین که همه خانوم بودن و با تعجب و عصبانیت نگاهتون می کنن بهتره شک کنیدمخصوصا اگر نصف خانوما مقنعه سرشون نبود ، برین بیرون، و از اولین آقایی که دیدین بپرسین مردونش کوجاس
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خب طبیعیه که حتی اگه شک کنن ترجیح میدن خودشونو بزنن به اون راه(کدوم راه؟!):))
روشنک
روشنک
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
"از همین اول کار یادتان باشد که برای دانشجوی نمونه بودن، می‌شود فقط درس خواند" والا اون عزیزانی که با استاد شیرین سخن بودن بیشتر از ماهایی که مدام سرمون تو کتاب بود نمره می گرفتن ! و یادمه سر کل کل کردن با یه استاد یه درس رو افتادم ، ینی غیر مستقیم بهم گفت می ندازمت و این کارو انجام داد :///
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خب این استادا استثنا هستن. اینا برای خودشون قواعد جداگونه ای دارن که سعی میکنم بعدا یه مطلب دربارشون بنویسم :)
هورام بانو
هورام بانو
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
چه پیشنهادای به موقعییی :))))))))))))))) دایی بزرگم قصد ادامه تحصیل داره دانشگاه قبول شده یه ماهه داریم بهش میم ترم اولی :))) واای که چه حالی داره یهووو وسط یه بحث جدی میگفتیم داییی اول مهر کی هست؟؟؟ بعد کلی میخندیدیم که وقت انتقام فرا رسیده کلا سوژه باحالیه مخصوصا وقتی بزرگترا میرن دانشگاه پارسالم زنداییم ترم اولی بود
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
بنده خدا دایی رو اذیت نکنین خب. داییا موجودات خوبی هستن. البته اگه دایی های خوبی باشن :)
ریشه های لرزان
ریشه های لرزان
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
سلام. میشه شبیه بستۀ تابستانۀ داستان که معرفی کردید، بسته ای هم برای شعر معرفی کنید؟ با تشکر
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
سلام. من توی شعر تخصص ندارم ولی در حد مطالعات خودم سعی میکنم این کار رو بکنم :)
ریشه های لرزان
ریشه های لرزان
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
سپاسگزارم و بی صبرانه منتظر...
الی
الی
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
بابا. تو رو‌خدا اینقدر اغراق نکنید ، آخه ژوله کجا نیلوفر نیک بنیاد کجا ؟ بزرگتر از ایشون هم به گر پای طنز نویسای چیزنا نمیرسن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
بله دوستان اغراق میکنن :) البته اینو نباید نادیده گرفت که همین ژوله بنده خدا رو 90 درصد طرفداراش تا یه ماه پیش نمیشناختن و حالا انقدر سنگشو به سینه میزنن. راستی «گرد پا» درست هست. و نکته دیگه اینکه لحن شما عجیب منو یاد یه نفر میشناسه... خواستم بدونین. همین :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
اصلاحیه: یاد یه نفر که میشناسمش میندازه :دی
حمیدرضا
حمیدرضا
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
استاد... میشه بریم بیرون؟؟ از دیگر نشانه های ترمکی بودن است
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
«استاد اجازه» :))
فاطمه
فاطمه
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
ما تو دانشکده یه اصتلاح بسیار کاربردی به تام « ترمک» که تا مدت ها دانشجویان و دانشجویان بعد از این را با آن از هم جدا می کنیم!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
تو اکثر دانشگاها هست. اصطلاح خوب و کاربردی ای هم هست :))
Cabo_lo
Cabo_lo
٩٤/٠٧/١٧
٢
٠
یک نگاهی در وجود ماست اینکه شما تازه به تهران اومدی تازه خدمت سربازی اومدی تازه گواهینامه گرفتی تازه آدم شدی تازه ازدواج کردی تازه بچه دار شدی و این چش قلمبه کردن برای دیگرانی که خودمون هم یک روزی از اونا بودیم و یا تجربه خواهیم کرد و مواجه خواهیم شد با چشم های قلمبه ای که با نوعی نگاه تمسخرانه دوست دارن ته دلم آدم رو خالی کنن .
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣