این شال قرمز خیس می‌ماند
به یاد آخرین شادی بعد از گل

این شال قرمز خیس می‌ماند

نویسنده : وبگردی

 همسر مرحوم هادی نوروزی تا زمانی که همسرش روی چمن آزادی جولان می‌داد و تشویق می‌شد، هرگز اجازه پیدا نکرد در این ورزشگاه حاضر شود. اما امروز برای اولین و آخرین بار پا به این میدان گذاشت و در لوکیشنی که همسرش بارها افتخار و هیجان به هواداران هدیه کرده بود، احترام و همدردی همین هواداران را به چشم دید و تجربه کرد.

همسر کاپیتانِ از دست رفته پرسپولیس، امروز نقش اول مراسم تشییع جنازه بود. آن هم با شال قرمزرنگی که با سلیقه انتخاب شده بود. مثل شال قرمزِ «زیور»، همسرِ قهرمان «کلیدر». در سکانس مرگ گل‌محمدش.

در رمان دولت‌آبادی، وقتی گل‌محمد نفس‌های آخرش را می‌کشید زیور با شال قرمزرنگی که در باد می‌رقصید انگار تمام کوه‌ها را به استواریِ خودش خیره کرده بود.  

تشییع جنازه هادی نوروزی / جمعه 10 مهرماه ورزشگاه آزادی

 

تشییع جنازه هادی نوروزی / جمعه 10 مهرماه ورزشگاه آزادی

تشییع جنازه هادی نوروزی / جمعه 10 مهرماه ورزشگاه آزادی

واکنش ها به خبر درگذشت هادی نوروزی و حواشی مربوط به آن همه طیف ها را دربرمی گرفت. هنرمندان زیادی از همان ساعات ابتدایی انتشار خبر پیام های تسلیت خود را در شبکه های اجتماعی منتشر می کردند. در این میان ترانه علیدوستی از دیدگاه دیگری به این مساله واکنش نشان داده. این بازیگر سینما و تلویزیون که پدرش سال های سال در مستطیل سبز بازی کرده و بعد از آن به شغل مربیگری روی آورده است، در اینستاگرامش متنی نوشته که در بخشهایی از آن آمده است:
«زمانی که همسر هادی نوروزی به پیست تارتان ورزشگاه آمد با فریادهایی خطاب به حضار می‌گفت دیدید بالاخره به ورزشگاه آزادی آمدم، اما ای کاش هیچ وقت نمی‌آمدم، هادی من الان کجاست.» مرگ واقعیت دارد و همیشه تلخ است.
اما این جمله، ورای آن حس شوم و آشنایی که از سوگ عزیزانمان می‌شناسیم ...
پدرم عمری بازیکن و ملی‌پوش فوتبال بود. در دوران اوج جوانی و درخشش او، حضور مادرم هنوز در ورزشگاه ممنوع نبود.
 اینکه همسر ورزشکار حق نداشت هم‌نفس او در پیروزی و شکست کنارش باشد، اما اجازه دارد اولین بار چمن ورزشگاه را در روز از دست رفتن عزیزش لمس کند.
به زنی که هر چه گشتم نام خودش را در اخبار پیدا نکردم، صمیمانه این روزهای سخت را تسلیت می‌گویم.»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
اشکم دراومد...خدارحمتشون کنه وصبربده به خونوادش...
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
به زنی که هر چه گشتم نام خودش را در اخبار پیدا نکردم... /خدا هادی نوروزی رو رحمت کنه و به خانواده ش صبر بده.ما هم ازین اتفاق داغداریم.
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خداااااااااااارحمتششششششششش کنه :(((((((((((((((
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خدا رحمتشون کنه.....:( واقعا درست گفته شده حرفای ایشون:)ممنون
Anis
Anis
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
الهی بگردم واسه اون بچه های کوچولوش!
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلآم؛ خدا همه ی رفتگان رو رحمت کنه...
abolfazl87
abolfazl87
٩٤/٠٧/١٢
١
٠
چه تراژیک... وقتی راهش دادند به ورزشگاه آزادی که شوهرش دیگه زنده نبود...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات