اگر یک دنیا کار هم سر آدم ریخته باشد، باز دلیل نمی‌شود آدم وقتی برای تنهایی خودش نداشته باشد! آدم باید همیشه تنهایی‌اش را یک گوشه در یک صندوقچه بگذارد، درش را قفل بزند و در قسمت امن اتاقش جای بدهد. هر چند روز یک بار وسط تمام کارهایش بلند شود و بیاید درب صندوقچه‌اش را باز کند. تنهایی‌اش را بر دارد و خودش را یک راست بیاندازد در آغوشش. با او خلوت کند؛ برای دقایق یا ساعاتی از او تقاضای پناهندگی بکند. چند کلمه‌ای برایش بنویسد... بعد او را ببوسد و دوباره او را در صندوقچه بگذارد و با او خداحافظی کند. یک ضربدر هم روی دستش بزند تا یادش نرود چند روز دیگر حتما به تنهایی‌اش سر بزند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
فکر کنم مصداق این بود : تنها نبودم حتی یک دقیقه/ با تنهایی که بهترین رفیقه!!شعرش در عین سادگی قشنگ و تو دل بروست.مطلب شمام خیلی شبیهش بود ممنون :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
هییییییییییییییییع
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
من چند وقته اینقدر میرم توی تنهایی که برای دنیای بیرونم وقت پیدا نمی کنم!
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات