اگر یک دنیا کار هم سر آدم ریخته باشد، باز دلیل نمی‌شود آدم وقتی برای تنهایی خودش نداشته باشد! آدم باید همیشه تنهایی‌اش را یک گوشه در یک صندوقچه بگذارد، درش را قفل بزند و در قسمت امن اتاقش جای بدهد. هر چند روز یک بار وسط تمام کارهایش بلند شود و بیاید درب صندوقچه‌اش را باز کند. تنهایی‌اش را بر دارد و خودش را یک راست بیاندازد در آغوشش. با او خلوت کند؛ برای دقایق یا ساعاتی از او تقاضای پناهندگی بکند. چند کلمه‌ای برایش بنویسد... بعد او را ببوسد و دوباره او را در صندوقچه بگذارد و با او خداحافظی کند. یک ضربدر هم روی دستش بزند تا یادش نرود چند روز دیگر حتما به تنهایی‌اش سر بزند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
فکر کنم مصداق این بود : تنها نبودم حتی یک دقیقه/ با تنهایی که بهترین رفیقه!!شعرش در عین سادگی قشنگ و تو دل بروست.مطلب شمام خیلی شبیهش بود ممنون :)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٢
٠
٠
هییییییییییییییییع
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
من چند وقته اینقدر میرم توی تنهایی که برای دنیای بیرونم وقت پیدا نمی کنم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١