من تمام غیرتت را می خواهم

من تمام غیرتت را می خواهم

نویسنده : Sara_Rh

تو از پشت بام پلک‌هایم تکان نمی‌خوری و من چشم‌هایم را با زنجیر بسته‌ام بر تمام نگاه هایی که به سمتم خیره می‌مانند و من دزدانه از تمام نگاه‌ها فرار می‌کنم تا به حرف کشیده نشود، دائم به خودم می‌گویم حق ندارم همین حالا غیرتت از آن من باشد حق ندارم؟ می آیم که عکس نگاهت را در حوض، نقاشی کنم تا ماهی بازیگوش بیاید دور پلک‌هایت بچرخد تا خستگی چشم هایت را بگیرد، بوی رقص پاییز می‌آید و بادهایی که خیالت را از من می دزدند، من در آغوش فراموشیت کم کم جان می دهم و برگ‌های آرزوهایم را به رنگ زرد پاییز وصله می‌زنم تا هم رنگ شوند. منتظر فصل زمستان می‌مانم که تمام سردیش را در چارچوب تقدیر به باورم هدیه بدهد تا از این فصل سرد شاکی نشوم و خدا را به حکمتش بازخواست نکنم، وای که من چقدر در آستانه روزهای آینده از ندیدن ماه پشت پنجره‌ام می‌ترسم، همین ترس من را بیدار نگه داشته است کاش می‌خوابیدم تا رفتنت را کمتر در ذهنم تجسم کنم، کاش شب نقش روز را این همه زیبا برایم بازی نمی کرد کاش...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
زیبابود:)
درویش
درویش
٩٤/٠٧/١٢
١
٠
یادداشتِ خیلی خیلی زیبایی بود لذت بردم :-)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
ممنون...لذت بردم:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
ممنون از شما . زیبا بود .
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلآم؛ زیبا بود :) انگار نیستین کامنتارو جواب بدین؟!
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
آره انگار کسی نیست. صدای آدم هی می پیچه
sara_rh
sara_rh
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام ممنونم از لطفتان
sara_rh
sara_rh
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام نظر لطفتون هست
sara_rh
sara_rh
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام ببخشید بخاطر دیر جواب دادن قصد توهین و کم توجهی نداشتم به هر حال ببخشید
فائزه
فائزه
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
عالی بود:)
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
تبلیغات