مجرم‌ها را بغل کنیم!

مجرم‌ها را بغل کنیم!

نویسنده : زیتون

یک دختر که متهم پرونده سنگینی است، روبه رویت می‌نشیند، برخورد درست با او چیست؟

در عالم خودم با این مجرم حرف می‌زنم: جانم بیا در بغلم! بیا کنارم بنشین! فکر نکنی دارم اشتباهت را تایید می‌کنم اما من یک آدمم و آدم ممکن الخطا. ‌یک ذات خطاکار را جرات آن هست که بر دیگری عتاب گیرد؟ هر چند من از تو خوشم نیاید اما تو بنده خدایی و خدا دوستت دارد. خدا مثل بنده‌هایش نیست با یک بدی طردت کند، اگر به سوی خدا برویم در همین حال خراب‌مان هم بغل‌مان می‌کند، نوازش‌مان می‌کند، آخر خدا عاشق بنده‌هایش است.

مگر خدا از روح خودش در ما ندمیده؟ مگر ما جانشین خدا در زمین نیستیم؟ پس بیاییم مثل خدا عاشقانه با بنده‌هایش تا کنیم .

خدایا اگر ناخواسته و از سر جهل با بنده‌ای از بنده‌هایت که می‌دانم همه‌شان برایت عزیزند، تلخ زبانی کردم من را ببخش. الهی العفو...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچ
هاچ
٩٤/٠٨/٠٣
٠
٠
از پرونده ی سنگین رسید به تلخ زبانی؟! چه شد؟! پرونده ی قضایی بود یا پرونده ی اعمال؟
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات