آخرِ همه دلبستگی‌هایم تنهایی بود

آخرِ همه دلبستگی‌هایم تنهایی بود

نویسنده : زیتون

آدمی ست و دنیا دنیا دلبستگی. چنان در دنیای مادی غرقی که از کوچکترین وسایلت نیز دل نمی‌کنی. گاهی دل به انگشتری زیبا، گاهی محو در جلوه خاص کنده‌کاری‌های قاب مسی آویزان به دیوار خانه. البته محو در زیبایی‌ها و یاد خالق همه زیبایی‌ها بد نیست اما دلبستگی به این زینت‌ها همیشه ویران کننده بوده.

گاهی این دلبستگی در بسط بزرگتر، به آدمی از جنس خودت است. اما حکایت من،‌ در دنیا به هر چیز و هر کس دل دادم خدا به راحتی از من گرفتش، خواست به شیوه هنرمندانه بیاموزد که دنیا جای دلبستن نیست .

آخرِ همه دلبستگی‌هایم تنهایی بود و دوباره بازگشت به آغوش خدا برای آرام شدنی دوباره. دنیای مادی خواه ناخواه پرِ فریب و دلبستگی است اما هیچ وقت در این دلبستگی و عاشقی به آرامش نرسیدم، گویی دنیای مادی دنبال خودخواهی خودش بود و طردم می‌کرد و باز دست آخر ناله‌ها و نواهایم به سوی معبود بود .

خدا که معشوق عالم است عاشقی را نیز زیبا به نمایش گذاشته، به درستی که عاشق، همه چیز معشوق را برای خود می‌خواهد و بس. عاشق را توان دیدن یار با دیگری نیست. و خدا چه عاشقانه حضور مرا در کنار هیچ تعلقی از دنیای مادی نخواست و این منم که باید این عشق را در نگاه خدا ببینم و با پاسخی عاشقانه دست رد بر همه مادیات بزنم.

(ققنوس)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
یاد نوشته ی زیبای دکتر چمران افتادم
زیتون
زیتون
٩٤/٠٧/٢٥
٠
٠
لطف دارین.نظریات شما دوستان واقعاً‌ به آدم دلگرمی میده
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٣
٠
٠
قشنگ بود,آره من رو هم یاد نوشته دکتر چمران انداختین.تلخ و واقعی ممنون
زیتون
زیتون
٩٤/٠٧/٢٥
١
٠
متشکرم از اینکه خوندین و نظر دادین که آدمی همیشه به دلگرمی اطرافیان نیاز داره
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
تبلیغات
تبلیغات