من معتاد قهوه چشمان تو شدم

من معتاد قهوه چشمان تو شدم

نویسنده : f_oneidi

چشمانت به رنگ قهوه است؛ قهوه‌ای نه به رنگ قهوه! تلخ است اما همین که مرا در خود حل می‌کند کافی ست.

تو تنها کسی بودی که مرا به قهوه معتاد کرد، بعد از تو من ماندم و دو فنجان قهوه که وقتی کنار هم می‌نشینند می‌شوند چشمانت!

و تو چه کردی با دختری که به حل کردن خود میان چشمانت عادت دارد؟ چه کردی؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
کوناه بود و زیبا . ممنون . موفق باشید :)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خیلی ممنون همچنین شما
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
سلآم؛ زیباواحساسی.... مرسی از شما...موفق باشی :)
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
خواهش میکنم ممنون از نگاهتون
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
:)اخـــــــ:)ی:))
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٧/١٩
٠
٠
:))))ممنانم!:)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/١٥
٠
٠
خیلی دوسش داشتم واقعا روش کار شده بود
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٠٢
٠
٠
چه دختری! ناز توصیف شده
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
کسی چه می داند!

سابقه کهیر

٩٦/١١/٠٣