به چه کار آیدت آن دل که به خوبان نسپاری؟
چند بیت دلنشین برای علاقه‌مندان به شعر و ادب

به چه کار آیدت آن دل که به خوبان نسپاری؟

نویسنده : ایمان فروزان نیا

ای خردمندکه گفتی نکنم چشم به خوبان 

به چه کارآیدت آن دل که به خوبان نسپاری؟

(سعدی)

=======***=======

بوی نارنج و خم آرنج و زلف پر شکنج

حضرت حافظ هم اینجای غزل، لب می‌گزید

(قاسم صرافان)

=======***=======

سنجاق سرم چيزي از عشق نمي‌فهمد

فقط همين را مي‌داند

چگونه

 وقتي تو مي آيي

زيباترم كند...

(الهام اسلامي)

=======***=======

هنگام انتخاب توست، اگرخواستی بمان

این آخرین دقایقی ست که می خواهمت هنوز

(افشین یداللهی)

=======***=======

سنگ است که عمق درّه را می‌داند

ریشه است که زخم اره را می‌داند

یک روز تمام گله را خواهد خورد

گرگی که زبان بره را می‌داند

(غلامرضا شرفی زاده)

=======***=======

بی‌گمان دریا

شاعری شیدا و آشفته‌ست

با همین امواج کوتاه و بلندش

اولین نیمایی تاریخ را گفته‌ست

(میلاد عرفان‌پور)

=======***=======

تن یخ کرده، آتش را که می‌بیند چه می‌خواهد؟

همانی را که می‌خواهم، تو را وقتی که می‌بینم...

(محمدعلی بهمنی)

=======***=======

هی خانم !

که خیره نگاه می‌کنی

لباسم شبیه او بود یا قد و قواره‌ام ؟

شرم نکن ! من درد تو را می‌فهمم

من هم به یاد او

به ابرها و آدم‌ها

حتی به دیوار

خیره شده‌ام

هر چه دلت می‌خواهد نگاه کن ..

(علیرضا روشن)

=======***=======

آن قدر با چشم‌هایت دلبری کردی که شیخ

جرأت این را ندارد صحبت از منطق کند!

(شایان مصلح)

=======***=======

آنک ...

پاییز است

میان مهر و آبان پلی می زنم

تا تو

مهربانِ من باشی.

(یدالله گودرزی)

=======***=======

به رقص آمد و زن روی ماسه‌ها رقصید

خبر رسید به عشاق جورواجورش

یکی به آب زد و زیر موج‌ها گم شد

یکی دوید پیِ بسته¬ی سیانورش...

(حامد ابراهیم پور)

=======***=======

من توراهرشب به صرف چای مهمان میکنم

گیسوان بی قرارم را پریشان میکنم

کوهی از دلتنگی ام را با کمی بازیگری

پشت یک لبخند زیبا از تو پنهان میکنم

(مهسا تیموری)

=======***=======

Dokhtare Mashreghi:

آه من طوفان تهران را به راه انداخته

پایتختت را به این روز سیاه انداخته

غیبتت جز من که روی ابر را کم کرده‌ام

آسمان شهر را در اشتباه انداخته...

(امید صباغ نو)

=======***=======

 Dokhtare Mashreghi:

برکه‌ای گفت به خود، ماه به من خیره شده است 

ماه خندید که من چشم به «خود» دوخته‌ام!

(فاضل نظری)

=======***=======

Anise:

دل خسته‌ام از شهر نامردی و رندی‌ها

پایان خوبم باش! مثل «فیلم هندی»ها

(مهدی موسوی)

=======***=======

Anise:

و...

لعنت به رفتنت

که قشنگ

می‌روی...

(عباس معروفی)

=======***=======

رضا ریاحی:

گردشت در خاطرم،

مثل هم خوردن قندیست

در فنجان قهوه‌ای تلخ!

نوشیدن دارد این فنجان...

کمی بیشتر میهمانم باش!

(سروده خودم)

=======***=======

رفیعه:

تو اگر در بلد کفر به مسجد بروی

این محال است که یک شهر مسلمان نکنی

(سید حجت بحرالعلوم)

=======***=======

رفیعه:

برای من به بزرگی رسیده از این رو

به اسم کوچک از این پس خطاب خواهد شد

(جواد منفرد)

=======***=======

s_khorashadi:

چنان فشرده گلو پنجه‌های تقدیرم

که کس نمی‌شنود ناله‌های شبگیرم

اسیر درد و عذابم ز دست جور فلک

قضا فکنده بپا رشته‌های زنجیرم

دعای نیمه شبم وصل کوی جانانست

خدا کند که دمی بر هدف رسد تیرم  

(محمد حسن معاضدی)

=======***=======

s_khorashadi:

مرا عشق تو در پیری جوان کرد

دلم را در غریبی شادمان کرد

به آفاق شبم رنگ سحر داد

مرا آیینه دار آسمان کرد

خوشا مهری که چون در من درخشید

جهان را با من از نو مهربان کرد

(نادر نادرپور)

=======***=======

محبوبه عظیم زاده:

آن کس که کوه غم به دل عاشقان گذاشت

ماندم چرا اجازه آتشفشان نداد؟ 

با ما چه کرد عشق؟ که صد بار قلبمان 

تا پای مرگ رفت ولی باز جان نداد

(بهزاد نجفی)

=======***=======

محبوبه عظیم زاده:

در میکده دوش، زاهدی دیدم مست

تسبیح به گردن و صراحی در دست

گفتم ز چه در میکده جا کردی گفت

از میکده هم به سوی حق راهی هست

(شیخ بهایی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
دست مريزاد ايمان خان :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
مخلص :) شما هم شعرای قشنگ بفرستید
هاچ
هاچ
٩٤/٠٧/٠٨
٢
٠
بیخ گوشم آدم ها همچو زنبور لانه دارند. عسل پیشکش! دیگر تاب نیش خوردن ندارم... "مهدی آیینی"
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
شما باید حتما یه بیت دو بیت از زنبورها بگید فکنم نه؟ :دی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
احسنت
هاچ
هاچ
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
آره نژادپرستم آخه :دیییییی
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
خیلی خوب بودن، مخصوصا ارسالی جیمی ها، همشون عالی بودن :))
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
+تشکر از همگی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
دست همه دردنکنه ....گزیده های قشنگی بودند :)
رویا
رویا
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
طواف هرجای جهان ، این قبله نما را می گذارم باز حجرالاسود چشمانت را نشان می دهد تو کعبه ی سیال منی ! که مثل نسیم مدینه به مدینه می گذری بگذار با خلعت ِ عشق تو اِحرام ببندم بگذار در آستانه ی آن چشمها اعتراف کنم بگذار گردِ دستهای تو طواف کنم ! #یدالله گودرزی/ مهرستان
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨