روبهی گوشی موبایلی دید! / شعر

روبهی گوشی موبایلی دید! / شعر

نویسنده : nikdel35

روبهي گوشي موبايلي ديد

بر گرفت و به گوشه‌اي بخزيد

سعي او در تماس ناممكن

دوستان بي‌جواب و بي‌آنتن

ديد او را كلاغ از بالا

گفت حالا نمي‌پري با ما

گر كه آنتن نمي‌دهد آن‌جا

بفرست لحظه‌اي؛ دهد اين‌جا

چون كه گوشي به دست زاغ رسيد

گفت اين جمله و ز باغ پريد

بَه چقدر شيك و مارك با حالي ست

اين به جاي پنير پارسالي ست

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
هاهاهاهاهاهاهاها
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
یعنی جیگر کلاغه و ایضا مخاطبین خنک شد فی الحال بازهم مرسی
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٢٠
٠
٠
عالی بود :)))
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم عالی...درود بر شما :))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات