هرجایی یک سری نظام خاص خودش را دارد، مثل نظام اداری؛ امنیتی، اخلاقی و... این وسط چیزی را که مردم بیشتر از همه با آن سروکار دارند و برخورد دارند و از نزدیک حسش می‌کنند، نظام اداری است، البته این جا بهش می‌گويند کاغذ بازی.

 فرض کنیم شما می‌خواهید یک مدرکی، چیزی را از یك جایی، اداره‌ای بگیرید؛ می‌روید داخل اداره که در نگاه اول به چند تا نکته برخورد می‌کنید:

1. مهم این است که حتما یک صف از قبل آن‌جا تشکیل شده است

2. مهم نیست چند نفر در صف باشند یا نباشند مهم این است که باید فردا بیای

3. زود بیا اما فردا باز بیا

4. .......................

حالا با فرض این‌که شما هیچ فک و فامیلی را ندارید که زنگ بزند یا سفارش کند یا خودت زبل بازی در نیاوری و جانزنی، می‌گويیم نوبت شماست که بروی داخل اتاق؛ ازت می‌پرسد: کارت چیست؟ می‌گويی: فلان مدرک را می‌خواهم. طرف که می‌بیند دیگر دیر وقت است (ساعت 12) و کلی آدم‌ها را از صبح گفته که فردا بیایند! چند تا کاغذ در می‌آورد و بازی شروع می‌شود، بعد از چند دقیقه می‌گويد برو اتاق بغل، طبقه دوم، تو هم سریع به امید این‌که آخرش است، می‌روی بیرون، می‌بینی آن جا هم باز داستان همین است و این پروسه در چند تا اتاق تکرار می‌شود...

یک دفعه می‌بینی ساعت شده نزدیک 2 است و یکی‌یکی دارند می‌روند، تو هم که اعصابت به هم ریخته می‌روی، پیش رئیس که آقا این‌چه جورشه؟ او هم که به همه چیز فکر می‌کند الا تو، مدارک شما را می‌گیرد؛ چک می‌کند و بعد می‌گويد از چند تا از مدارکی که نداری کپی بیاور، تو هم که دیگر جایی برای اعتراض نداری، می‌گويی شاید بودن در این نظام اداری، مثل شنا کردن است و اعتراض به آن، مثل فریاد زدن زیرآب!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١١/٢١
٠
٠
فریاد زدن زیر آب رو خوب اومدی....
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢١
٠
٠
بله!آشنا داشتن مهمهاین که میگن روال اداری باید طی بشه مهم نیست اصلا!
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢١
٠
٠
بش فک کنم میگن بوروکراسی اداری
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/٢١
٠
٠
آره واقعا حقیقتیه که غیر قابل انکاره... هعییی
مجید
مجید
٩١/١١/٢١
٠
٠
هه
٩١/١١/٢١
٠
٠
شما خودتی یاداریوشی یاداریوش شماست؟
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢١
٠
٠
واسه من تا بحال اتفاق نیفتاده ! نمیتونم نظری لدم در موردش ...
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢١
٠
٠
راستی کجا می رین؟
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢٢
٠
٠
دانشگاه !!!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢١
٠
٠
نگو از این موضوع که به یادش میوفتم دیوانه میشم!یه دفه کارم گیر اداره ثبت بود!ینی واااااااااااااااااااااای بر من!دیگه روزای آخر سرمو همونجا میکوبیدم تو دیوار!!!
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١١/٢١
١
٠
سلام هر جا بریم هر حرفی بزنیم هر مشکلی داشته باشیم از گرونی و بی عدالتی گرفته تا همین بحث کاغذ بازی ادارات در نهایت به این نکته می رسیم که ما مردم دین رو از زندگیمون خارج کردیم و فقط دنبال کلاه گذاشتن سر این و اون و از زیر کار در رفتن هستیم و به حلال و حرام اعتقادمون رو از دست دادیم و برکت برامون بی معنی شده!حالا بعضیا میگن دین و ایمان یه عده هم اسمشو گذاشتن وجدان در هر صورت داریم از انسانیت فاصله میگیریم و هیچ کس هم حاضر نیست شروع کنه به اصلاح خودش همه منتظر نفر کناری هستن تا بعد به خودشون برسه...
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢١
٠
٠
دقیقا.....
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢١
٠
٠
واقعا درست گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢١
٠
٠
من که چند بار دعوام شده...... یه بار رفته بودم با مامان ناحیه 3 مشهد..... اینقدر مامان عزیز منو پاس کاری کردن به اینو اون..... چرا چون مثه بقیه بلد نبود جیغ جیغ کنه.... منم که دیگه کُفرم درومده بود .....شروع کردم به بحث کردن.... خداییش اصن بلد نبود با کامپیوتر آقاهه کار کنه.... اجازه ام نمیداد حداقل کمکش کنه کسی.... بعدم که اشتباه کار ما رو راه انداخت..... ینی دقیقا از ساعت 8 صب تا 2 علاف بودیم.... دیگه قاطی کرده بودم..... رفتم تو اتاقش جالب هم اینجاست که تازه از نماز برگشته بود..... تو چشام ظُل زده بود عین آب خورد دروغ می گفت.... براش مدرک و دلیل آوردم که آقا اشتباه از خودتون بوده ما که مدارکمون درست بوده و.غیره.... بعدم که دید داره ضایع میشه.... رو کرده به مامانم میگه خودشون می تونن حرف بزنن... منم عصبانی شدم گفتم اگه مامانم می تونست از خودش دفاع کنه امثال تو 30 سال حقشو نمی خوردن یه آبم روش.... آقا بحثی شد...... خداییش داغ کرده بودم.... ولی همین شد که 2روز بعدش از اداره زنگ زدن به عذر خواهی که ببخشید.... اشتباه از طرف ما بوده..... هییییییی چه روزی بود..... همکار مامانم بهم گفت: شما دخترم یا اصن وارد کار نشو یا اگه میشی به اعصابت مسلط باشه.... همه همینن..... گفتم: ینی چی؟ مثه آب خوردن داره دروغ می گه؟؟؟ بعدشم خودش اشتباه کرده به من چه؟ گفتک کارت پیشش گیره باید سکوت کنی...... من : :|
٩١/١١/٢١
٠
٠
سلام همه همین رو میگن کارت پیشش گیره سکوت کن اما تا کی ؟؟؟؟به قول شاعر مباد آن دم که چنگیزی به پا خیزد کشاند آشیانت را به ویرانی!!!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٢
٠
٠
آره خوب..... آدم میمونه باید چیکار کنه.....
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠