تارا خیال می‌کند این‌جا خارج است!

تارا خیال می‌کند این‌جا خارج است!

نویسنده : وبگردی

تارا که تمام عمرش کانادا بوده خیال می‌کند این‌جا خارج است! هیچ جوری هم نمی‌شود حالی‌اش کرد که این‌جا داخل است و آن‌جا که قبلا بوده خارج. اصل این مفاهیم داخل و خارج سختند. بستگی دارد کجا ایستاده باشی. من تمام عمرم آرزو داشتم آن‌جایی بایستم که تارا تمام عمرش ایستاده بوده. البته تمام عمرم به جز آن یکی دو سالی که آرزو داشتم فضانورد بشوم و توی مریخ بایستم. (که البته بعدن فهمیدم که نهایتش بتوانم روی مریخ بایستم، تویش خیلی شرایط جور نیست)

تارا آمده و با خودش فرهنگ مبتذل غربی آورده که با این فرهنگ تهش می‌رود جهنم که به درک، اما اگر دست دوستان ما را ول کند و با خودش نبرد مچکر می‌شویم. همیشه در زندگی ما یک نفر آمده هر چه دوست و آشنا داریم جمع کرده برداشته برده. دوست و آشناهای ما همیشه آماده جمع شدن و برداشته شدن و بُرده شدن هستند. اصلا هر که با ما دوست می‌شود یک دوستی صمیمانه‌تر با یکی از دوستان‌مان اِشانتیون داریم برایش، بعد کلا قضیه دوستی ما می‌شود فرعی و آن دو نفر می‌شوند زوجی رویایی.

=======

از وبلاگ تانزانیای خالی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
par!sa
par!sa
٩٤/٠٧/٠٨
٠
١
:)))))))
ye_pesar
ye_pesar
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
خیلی با حال بود -
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
جالب بود ممنون (:
حلما(سرباز ولایت)
حلما(سرباز ولایت)
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
کاکلا درسته:)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
حرفِ راست:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات