پاییزی که حالش خوب نیست و افسردگی گرفته

پاییزی که حالش خوب نیست و افسردگی گرفته

نویسنده : m_nikbakht

پاییز همیشه یا خیلی خوب بود برام یا خیلی بد. پاییز نود و یک خیلی خوب بود. همینطور پاییز نود و دو هم عالی بود. امان از پاییز نود و سه. گند زد به همه چیز. به باورهایم. به اعتقاداتم. من فکر میکنم پاییز امسال هم گند است. خیلی گند. پاییزها بدند. نه بگذارید بگویم خوبند. از آن خوب‌های هم بد هم خوب.

پاییزها افسانه‌اند. هوای سرد و گرم. آسمان دلگرفته‌ی خاکستری. بچه‌های دبستانی که ساعت 12 زنگشان خورده و روانه‌ی خانه‌یشان می‌شوند. با نوشمک و لواشک به دست. دنبال هم میدوند. میدوند تا برسند خانه. جوراب و مقنعه و کیفشان را گوشه‌ای بیندازند و بنشینند پای تلوزیون دفتر مشقشان را جلویشان بگذارند دراز بکشند و هم تلوزیون نگاه کنند و هم مشقشان را بنویسند. ناهار بخوردند و بخوابند. اما این وضع برای دانشجوها فرق میکند. پاییز حالشان را میگیرد. یاد خاطرات دور درازی میفتند که دیگر برایشان اتفاق نمی‌افتد. یاد شیطنت هایشان. خنده‌هایشان. دور همی‌هایشان. یاد کسانی که دیگر حضور ندارند. مسیر خانه تا دانشگاه را با قدم‌های بی حال طی می‌کنند. به کسی نگاه نمی‌کنند. خسته هستند. دلشان پر است. آدم سابق هم نیستند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلام . من هم پاییز رو دوست ندارم ...ممنون از شما
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
اواتارت ک پاییزه:-|
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلآم ؛ چقدر انرژی منفی؟! زمان میگذره و همیشه سیری رو به جلو داره، وما باهاش پیش میریمو زندگیمونو رقم میزنیم :) نسبت به پاییز کم لطف نباش؟! و به قول خیام :برخیز و مخور غم جهان گذران / بنشین و دمی به شادمانی گذران :,)
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
پس برای دانشجو هایی که درسشون تموم شده ببینید چی هست دیگه ....
admincheh
admincheh
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
مطمئنا این پاییز برای کسانی اتفاقات خوبی رقم خوره اما مهر94 با چند اتفاقا مسلسل وار این رنگ غم رو توی نگاه ها پاشید .دوران دانشجویی هم مثل خیلی از دوران های دیگه بالاخره تموم می شه ، می تونید با دوستان اون موقع یه دورهمی بذارین تا دلتنگی ها رفع شه:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات