پر چین و چروک...

پر چین و چروک...

نویسنده : aynaz_sahrivar

شبیه پیرزنی هفتاد، هشتاد ساله که تازه رقصیدن و طنازی کردن را یاد گرفته لپ‌های پر چین و چروکت گل انداخته!

با آهنگ‌های هفت، هشت دقیقه‌ای «شبپره» هم خوانی کرده‌ای و اتاق خاکستری‌ات را پر از لبخندهای کالباسی کرده‌ای! حتما به این فکر می‌کنی که اندازه‌ی همان آهنگ چند دقیقه‌ای زنده بوده‌ای، حتما دیگر...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
هفت هشت دقیقه «زنده گی» در هفتاد ،هشتاد سال زندگـی..
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
:) اوهوم
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
من که امید ندارم روزی رو ببینم که دستام چروک شده باشه!
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٧/١٣
١
٠
میشه میشه :)
mahdie
mahdie
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
طنازی یک ماهو! خیلی هم زیبا
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
حواستان باشد

آدم های آرام

٩٦/١٠/٢٨