خوش آمدی حاج بابا...

خوش آمدی حاج بابا...

نویسنده : سلما

کارت‌های دعوتی برگشتنت را برده‌ایم عوض کرده‌ایم، کارت‌های سفید رنگی با تصویر خانه خدا و حرم پیغمبر که با جمله حجکم «مقبول و سعیکم مشکور» شروع می‌شد، تبدیل شده به کارت‌هایی سیاه رنگ با جمله «انا لله و انا الیه راجعون» و من فکر می‌کنم چه حج قبولی داشته ای بابا.

آخر کم نیست که، این‌که خدا دعوتت کند خانه‌اش، حرم امنش، و بعد از آن‌که لبیک گفتی و اجابت کردی تو را ببرد پیش ِپیش ِخودش؛ جایی امن‌تر از همه جای این دنیا.

فکر می‌کنم به تو، دقیقه‌ها و ساعت‌ها، این‌که تو باید حاجی ِ حج ِ امسال می‌شدی نه حج سال قبل یا سال بعد. من نمی‌دانم روزی که گرمای شدید هوا، روزی که ازدحام و فشار جمعیت، روزی که نبود آب، تاب و توانت را گرفته بود چشم‌هایت چه شکلی بودند؟ من نمی‌دانم قلبت چطور می‌زد؟ مثل همان مواقعی که هر سال موسم حج می‌رسید و می‌رفتی سراغ قرآن قدیمی‌مان تا فیش حجت را ببینی و من در چشمانت دقیق می‌شدم و برق چشمان خیست را می‌دیدم و تالاب و تولوب ِ قلب بی‌قرارت را ؟

فدای قلب بی‌قرارت بابا؛ گاهی دلم می‌گیرد از همه کسانی که می‌گویند حجت نیمه تمام مانده و تو بدون حاجی شدن رفته‌ای، اما من قول می‌دهم وقتی برگشتی، وقتی دیدمت، حسابی سر و صورتت را ببوسم  و بگویم خوش آمدی...

حاج بابا، سلام مرا به خدا برسان.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
:( چه قدر تلخه
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
خیلی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
خوش آمدی... خیلی زیبا و احساسی بود خیلی...
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
ممنونم از شما آقای خطیب
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٠٨
٢
٠
تو برنامه سمت خدا آقایی که کارشناس بودن میگفتن اصلا اینطوری نیست که بگن حاجیانی که کشته شدن حجشون کامل نیست. تو روز عید قربان همه حاجی می شوند و حج کامل است.البته مضمونش این بود دقیقش رو یادم نیست. خدا رحمتشون کنه.خیلی دردناکه.خیلی
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
بله به نظر منم حجشون کامل بوده ...کامل تر از هر حج دیگه ای ..خیلی سخته واقعا ..ممنونم بابت ثبت نظر
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
خیلی زیبا بود .خداوند همه حاجیان در گذشته رو بیامرزه ...ممنون از شما
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
ممنونم ...ان شالله ...لطف داری و ممنون بابت ثبت نظر
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
خوش امدی حاج بابا...:( چه غم سنگینی به دلمون گذاشت این فاجعه ..
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
سلام خانم سلطانی ..غمی که نمیدونم چرا هیچ جوره از شدتش کم نمیشه
حنا خانوم
حنا خانوم
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
وای چقد سخت ... چقد تلخ ...
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
خیلی حنا خانوم :(
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
ممنون این غم این قدر بزرگ هست که حالا حالا ها فراموش نشه. ممنونم سلما جان به خاطر مطلب پر از حست..
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
بله همین طوره ...خواهش میکنم نعیمه عزیز
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
فقط میتونم بگم خدا به همه بازماندگان این حادثه دردناک که هر روز داره به تعداد تلفاتش افزوده میشه، صبر بده، فقط صبر میتونه مرهمی باشه بر سختی که میکشند.
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
چه میتوان کرد جز صبر ؟ منم امیدوارم ... ممنونم از نظرتون آقای خرسندی ..مزین کردید صفحه مارو
s_rastegar moghaddam
s_rastegar moghaddam
٩٤/٠٧/٠٩
١
٠
قابل لمس و زیبا بود. ممنون...
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
ممنونم ازت عزیز ...
s_rastegar moghaddam
s_rastegar moghaddam
٩٤/٠٧/٠٩
١
٠
قابل لمس و زيبا بود.
s_rastegar moghaddam
s_rastegar moghaddam
٩٤/٠٧/٠٩
١
٠
این نوشته مثل آتشی ست به جان کاغذ قلب ها ...
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
خیلی لطف داری عزیزم ...
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٧/٠٩
١
٠
... :(
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
فرانک جوووووون ..گریههههههههههههههه
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
فاجعه ی دردناکی بود ...انگاری خاواده ی خودم این مصیبتو دیده بودند ...هنوزم که هنوزه ...حسِ بداز شنیدن اون خبرو یادم نمیره ...خداهمه شون رو بیامرزه و به خانواده هاشون صبر بده
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
بله همینطوره خیلی تلخ و غمناک بود ..من هنوز اون حسو با خودم دارم ... و از خداوند میخوام به همه مردم صبر بده ...ممنونم بابت ثبت نظر از شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
سلام ودرودبرشما:زنده وپاینده باشید.عیدولایت مبارک باد
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
سلام استاد عزیز..خواهش میکنم ...با تاخیر عید ولایت بر شما هم مبارک باشه ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
سلام:سپاسگزارم.خداپناهتان باد
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
خدا به همه بازمانده ها صبر بده...:(
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
الهی آمین
راتا
راتا
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
:(......خدابه بازماندگان صبروبه رفتگان رحمت عطافرماید.
سلما
سلما
٩٤/٠٧/١٥
٠
٠
دعای خیلی خوبی بود ..مرسی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات