بابا معروف شده... / مینیمال

بابا معروف شده... / مینیمال

نویسنده : ایمان فروزان نیا

بابا معروف شده...

همه دایی‌ها و عموها آمده‌‌اند خانه ما. آخر بابا حالا خیلی معروف شده است. این را من خودم فهمیدم، اسمش امروز توی روزنامه بود، خودم دیدم. امسال دیگر کامل می‌توانم روزنامه‌ها را بخوانم. مامان ولی اصلا خوشحال نیست، نمی‌دانم از چه چیزی ناراحت است؟! دیشب که تلفنی با بابا صحبت کرده بود، اصلا ناراحت نبود، کلی هم با هم خندیدند. تازه همان دیشب بابا به من قول داد برایم سوغاتی‌های خوب بیاورد. از مامان می‌پرسم حالا که بابا معروف شده سوغاتی بهتری برایم می‌آورد یا نه؟ مامان دوباره می‌زند زیر گریه و جوابم را نمی‌دهد. من باز هم نمی‌فهمم مامان چرا ناراحت است ولی خوشحالم که بابا معروف شده و اسمش را توی روزنامه نوشته‌اند درست زیر آن قسمتی که نوشته «قربانیان قربان».

 

مفقود الاثر...

مامان از پای تلفن تکان نمی‌خورد، یا مدام در حال شماره گیری ست یا منتظر تماس این و آن است. به همه در می‌زند تا خبری از دایی محسن پیدا کند. موبایل رئیس کاروان‌شان خاموش است، هتل خبری از آن‌ها ندارد و اخبار تلویزیون درباره مفقودان حادثه منا آتش دل مامان را شعله‌ور تر می‌کند. می‌روم توی اتاق، به بابا می‌گویم: بابا جان؛ لااقل تو یک کاری بکن، نمی‌بینی مامان نگران است، نمی‌بینی خانم جان مدام گریه می‌کند، نمی‌شود که تو هم بنشینی و هیچ کار نکنی، برای سلامتی و پیدا شدن دایی محسن دعا کن، دعای شهید مفقود الاثر حتما مستجاب است. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
روز قربان .. حدود ساعت ده خبری زود .. حرف مردم شد كشته های زياد در عرفات عید در كام مادرم گم شد خواهر كوچكم نمی فهميد .. مادرم منحنی و خم شده بود انتظـــــار و سكـــــوتِ نافرجام .. خانه يكسر تمام غم شده بود چه كسی ميدهد به او پاسخ؟ گونه ای كه به او زيان نرسد .. كاش ساكی كه پر ز سوغاتی ست هرگز اينجا به دستمان نرسد چِقٓدٓر زود دير شد بابا خستگی مانده است تویِ تنم از سفر قبل آمدن بايد .. ريسه ها را يكی يكی بِكَنَم
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
:(
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ریسه ها را یکی یکی بکنم . چه دردی داره این شعر
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
خدا به همه شون صبر بده. دل ما هم داغداره
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
الهی آمین
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
من که هر لحظه تو فکرشونم ...واقعا دردناکه ...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
خیلی. ناراحت کننده ترین قسمتش اینه که هنوز ادامه داره این غم و هی جنازه جدید، خبر فوت حاجی، جیغ و شیون جدید میاد
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
خدا بهشون صبر بده خیلی سخته مفقودالاثر داشتن...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
آمین
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
برای من که نام ماه های قمری را همیشه یک خط در میان حفظ بودم امسال فرق داشت . ماه ها را می شمردم تا مامان و بابا به ذی الحجه برسند و در لباس احرام دوباره متولد شوند. نشسته ایم و برای هرکدام دعایی می نویسیم لیست را در جیب پیراهن بابا می گذارم و می گویم:« من رو همه جا یاد کنی ها» ، مامان صدایش از کنار چمدان بلند می شود که هوای خانه را داشته باشی، برای برگشتن مان زیاد ریخت و پاش نکنید ها . در فرودگاه دلم هری می ریزد از یک ماه نبودن شان ، اما خب حتما تمام می شود. چند روز از عید قربان می گذرد، مامان را می بینم که روی پله های فرودگاه ایستاده ، سیاه پوشیده و چشمش به دیوار شیشه ای فرودگاه است .راستی من هم سیاه پوشیدم ، تنها کسی که سپید پوشیده بابا است ،روی تخت حمل جنازه های منا...
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
:(
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
این روزها خیلی قصه غمگینی شده ماجرای مردم توی فرودگاه
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
خیلی سخته:(خدا ب خانواه هاشون صبر بده ...ممنون از متنتون:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنون از شما که خوندید
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
:((((
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنونم آقای فروزان ...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون از شما که خوندید و لطف دارید
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
..............
سلما
سلما
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
آخر داستان مفقو الاثر خیلی جالب بود برام ....مرسی از شما آقای فروزان ... خدا به خانواده هاشون صبر بده ..خیلی سخته والا
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
مرسی، لطف دارید، ایشالا دعاتون مستجاب بشه، من هم چیزی ندارم بگم جز الهی آمین
باران
باران
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
:(
n_dahji
n_dahji
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
فقط خدا بهشون صبر بده/مرسی از نوشته ی زیباتون اقای فروزان نیا.
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
مرسی از شما که خوندید، ایشالا خدا برای هیچ کسی این جور غم یهویی نیاره
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
سلآم؛ هیع روزگار:( صدهزاران کیمیا حق آفرید/کیمیایی همچو صبر آدم ندید....خدا به جمیع بازماندگان این حادثه صبر بده.مرسی از شما
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام. ممنون. خیلی سخته، ایشالا خدا خودش کمکشون کنه. گویند سنگ لعل شود در مقام صبر، آری شود ولی به خون جگر شود
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
خیلی سخته... مخصوصا اینکه دو سال گذشته مادرم و داییم حج رفته بودن و یک لحظه فکر می کنم اگر خدایی ناکرده اونا امسال بودن... دلم بدجوری می لرزه. خدا صبر بده به همه شون. مینیمال دوم خیلی زیبا بود...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
مخلص. خدا برا هیچکس نیاره
par!sa
par!sa
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
-_-
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
خیلی بد بود....:(خیلی ناراحت کننده بود :(....این اتفاق :( خدابهخانواده هاشون صبر بده
elham_habashi
elham_habashi
٩٤/٠٧/١٩
١
٠
چقدر جالب ! من تا همین چند روز پیش از وجود این سایت متنوع کاملا بی اطلاع بودم و مطلب شما رو توی روزنامه خوندم ! خوشحالم که الان اینجام و میتونم مستقیم با همه ی کسایی که مطالبشون رو خوندم صحبت کنم ! موفق باشین
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات