اکمَلتُ لکُم دینکُم این دست امیر است؛ تاریــخ نگـــاران بنـــویسیـــد غدیــــر است

اکمَلتُ لکُم دینکُم این دست امیر است؛ تاریــخ نگـــاران بنـــویسیـــد غدیــــر است

نویسنده : زهرا خدائی

«الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی ابن ابی طالب ...» باید روزی چند هزار بار این جمله را تکرار کنم و سجده شکر به  جا بیاورم، به خاطر ِ تو، به خاطر ِ وجود ِتو، به خاطر ِ تویی که مولای منی، آقای منی، سرور منی. تو باعث افتخار و سربلندی ِمن ِ بچه شیعه هستی. تو کسی هستی که من می‌توانم با افتخار سرم را بالا بگیرم و بلند بگویم: «علی (ع) ، مولای من است.» کسی که در مردانگی و رشادت و شجاعت بی‌نظیر است .

و غدیر چه روز ِ با شکوهی ست، درست مثل همان هنگام که پیامبر دستت را بالا برد و گفت: «هر کس که من مولای اویم، بعد از این علی مولای اوست» . راستی آن روز در آسمان‌ها چه خبر بود؟! فرشته‌ها از شنیدن چنین خبری چگونه شادی کردند؟! نبوده‌ام آن روز، اما می‌توانم صلابت ِسخن پیامبرمرا  از همین حدیث بفهمم، راستی آنان که آن روز در آنجا بودند چه حس و حالی داشتند؟ آن‌هایی که دوست ِ تو و پیامبر بودند، قلب‌شان از شادی چگونه می‌‌تپید؟!

سال‌ها گذشته است از آن روز، از آن روز با شکوه و مبارک و ما شیعه‌ها تا آن‌جا که توانستیم سعی‌مان را کردیم که زنده نگه داریم این روز را، و خدا بیامرزد پدران ِ پیشین‌مان را که چنین روزی را دست به دست چرخاندند تا به ما رسید .

نمی‌دانم برایت شیعه خوبی بوده‌ام یانه؟ نمی‌دانم از من راضی هستی یا نه؟ نمی‌دانم چقدر توانسته‌ام برای این مذهب ِ زیبا قدمی بردارم تا مبادا کسی فکر ِ بدی راجع به تو و شیعه تو بکند... من فقط یک چیز را می‌دانم، این‌که عاشق ِتوام، نامت را، خودت را، خانواده‌ات را، همه و همه را دوست دارم و می‌میرم برای‌شان . فقط از تو یک چیز می‌خواهم، این‌که دستم را بگیر و کمکم کن، این‌که به خدا بگویی هوایم را داشته باشد، این‌که کمکم کنی تا برایت بچه شیعه خوبی باشم .

 ===============

* تیتر، شعری از سید سعید صاحب علم است

مولای من عید ِامامتت مبارک .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_rastegar moghaddam
s_rastegar moghaddam
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
تيتر زيبايي انتخاب كادت بوديد
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أمِيرَ المُؤمِنينَ وَلِيُّ اللَّه. مرسي :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
عید غدیر بر شما مبارک. ممنون ریبا بود.
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
سلام عید شما مبارک.زیبا نوشتید
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
امیدوارم شیوه و روش زندگی مون رو علی وار انتخاب کنیم ..
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
الحمدالله... عیددیروزت هم مبارک:))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨