با آگاهی كليك و خريد كنيد

با آگاهی كليك و خريد كنيد

نویسنده : r_roshnavand

اگر ياد سروران گرامي باشد چندي قبل مطلب تحت عنوان «دوباره تلویزیون را تحریم کردم!» را در جيم به اشتراك گذاشتم و اما باز دوبار جهت پيگيري «واقعه منا» به شبكه ملي رجوع كردم و اين بار هم مانند سازمان ملل متحد بهانه‌اي براي تحريم مجدد تلويزيون پيدا و تصويب كردم.

تلويزيون بعد از برنامه خبر پيام بازرگاني گذاشت. چون كنترل با من فاصله داشت مجبور شدم پيام‌هاي بازرگاني را ببينم. پيام بازرگاني مد نظر من در خصوص مديران بود كه مي‌توانستند وسايل نقليه شركت خود را رديابي نمايند و از موقعيت آن اطلاع يابند و اين يك پيام بازرگاني عالي بود ولي يك چيزي داشت كه يكي از بدترين آگاهي‌هاي بازرگاني عمرم شد. «با يك پيامك ماشين را خاموش كنيد.»

حالا بر مي‌گرديم به شركت مدير محترم نگاهي به مانيتور خود مي‌كند و مي‌بيند وانت شماره 10 كه قرار بود ميدان شهدا باشد در بزرگراه شهيد كلانتري است. يك دكمه را مي‌زند و مشغول كار روزانه خود مي‌شود اين دكمه پيامي را براي دستگاه ردياب ماشين ارسال مي‌كند و ماشيني كه با سرعت 110 كيلومتر در حال حركت است را خاموش مي‌كند.

1. با خاموش شدن، سيستم ترمز خودرو از كار خواهد افتاد. ( حادثه )

2. با خاموش شدن افت سرعت ناگاهاني داريم. ( حادثه )

3. با خاموش شدن وظعيت راننده بحراني خواهد شد و هر كاري از او سر خواهد زد. ( حادثه )

4. با خاموش شدن خودرو بهترين كار توقف در وسط بزرگراه است. ( حادثه )

5. با خاموش شدن، راننده خودرويي را كه سيستم ترمزش از كار افتاده را مي‌خواهد به كناري بكشد چپ يا راست. ( حادثه )

آيا با اين كار آقاي مدير -انشاالله كه اين طور نباشد- حادثه‌اي خونين روي نخواهد داد. آيا طراحان اين دستگاه با خود فكر نكردند چرا كساني كه دزدگير ميليوني مي‌سازند همچين امكان ناقابلي را روي سيستم‌هاي خود نگذاشته‌اند.

پس جيمي عزيز با آگاهي كليك و خريد كنيد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مریم_ن_ر
مریم_ن_ر
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
باسلام. اون شخصی که قراره دکمه رو بزنه اسمش هست "مدیر". اتفاقا مدیران همین مسائل حساس رو با دقت مواظبت میکنند که بهشون میگن "مدیر". به نظرم بدترین حالت رو در نظر گرفتین. ممنون از این تیز بینی و دقت نظر.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام ... يكي از مديران اين دكمه را گذاشته فكر عاقبت نكرده / يكي از مديران اين امكان را تاييد كرده و مجوز ساخت داده و به اين مشكل اساسي را نديده/ يك مدير ديگر مجوز پخش داده در حالي كه به خيلي چيزهاي ريز در پيامها توجه مي‌شود // اينها همه چشم پوشي كرده اند و يك مديري بيسواد مثل من كليك مي‌كند
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
ورود شما رو. به جمع منتقدین همیشه در صحنه تبریک میگم. همین
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام ... ورود چرا چيزي حدود 80 درصد مطلبم اين گونه است حتي آنهايي كه خاطره هستند زير متن آنها نقد است
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
سلام/چه ریز بین هستین(:
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام ... نه به آن شدت
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
:دی آقای روشناوند مطالبتون همیشه خاص بودنی داشته و هنوز هم داره :))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام ... كجايي آقا دل تنگ شده بودم / و سپاس
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
سلام جناب روشناوند.خیلی عالی بود.متشکرم.عیدتان فرخنده باد.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام ... سپاس و ایمام به کام
راتا
راتا
٩٤/٠٧/١١
١
٠
سلام....آایاشمابعدازدیدن این آگهی رفتیدسراغ کسب اطلاعات بیشتردرمورداین موضوع وتدابیرامنیتی که برای شرایط بحرانی طراحی شده بود وبعدهمه این انتفادات روکردید یادرهمون لحظه این همه انتقادبه ذهنتون رسید؟!؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام ... در مورد آنچه آگاهی داشته باشم فورا مواردی که نقد دارد به ذهنم می‌اید و هنوز آگاهی بعدی پخش نشده بود که این نقص بزرگ به ذهنم آمد. و مواردی هم وجود دارد که در مورد آن تحقیق می‌کنم تلفن همراهم معمولا تصاویر زیادی دارد که از سوژه ها می‌گیرم و بعد در مورد آن تحقیق می‌کنم و آنچه را از تحقیقاتم بدست می‌آورم را معمولا در اینجا قرار نمی دهم . و این رفتارهایم باعث شده کمی برای خودم نگران باشم.
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات