حتما روزی برای نوشیدن چایش باز می گردد!

حتما روزی برای نوشیدن چایش باز می گردد!

نویسنده : Z_M

امروز دیدمش! آمد و رفتنش را به رخم کشید، نشست کنارم و تمام لحظات بودنش را برایم ورق زد و باز رفت .

و من ماندم متهم به بی‌توجهی، متهم به نامردی. من ماندم با هزار واژه مبهم در ذهن. من ماندم با سکوت. من ماندم با تصویر رنگ و رو باخته او، تصویر کم رنگی در پس صفحه سفید زندگی‌ام که نه می‌شد پاکش کرد و نه پرنگ‌تر.

خودش خودش را کمرنگ کرده بود، ایستاده بود میان در و من، نمی‌دانستم باید بدرقه‌اش کنم یا به استقبالش بروم . نه «بود»، نه «نبود»، نه می‌شد بودنش را حس کرد، نه می‌شد رفتنش را باور. 

به نبودنش که عادت می‌کردم، می‌آمد دستی به در تنهایی‌ام می‌زد، استکان چایی‌اش را نصفه می‌گذاشت، سیبی از درخت می‌چید، کلاه و چمدانش را روی پادری جا می‌گذاشت و باز می‌‎رفت.

و من ننه سرما وار چه ساده می‌گفتم بدون کلاه و چمدان که نمی‌شود رفت، حتما روزی برای نوشیدن باقی چایش باز می‌گردد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلآم؛ هر چند اونایی که رفتن .امیدی زیادی به برگشتشون نیست..ولی این تقدیم شما : دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد/هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد/با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست/بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد... همیشه شاد باشی، تشکر :,)
Z_M
Z_M
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
اخه کاملا نرفته بین رفتن و موندن
Z_M
Z_M
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
مرسی^_^
فائزه
فائزه
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
:)
Z_M
Z_M
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
مچکرمممممممممممممممممممممممممم
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی خوب بود:)
Z_M
Z_M
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
مرسسسسسیییییییی خوش حال شدم
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
دلیل لبخند‌هایم

دلیل حال خوبی

٩٦/٠٩/٠١
شعری سر کلاس ریاضی!

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

٩٦/٠٩/٠١
تبلیغات