قابل توجه بعضی‌ها!

قابل توجه بعضی‌ها!

نویسنده : Miss_shaqayeq

بعضی‌ها را دیده‌اید که خیلی ظاهر شیک و مرتبی دارند؟ ادکلن‌شان از آن پانصد و خورده‌ای‌هاست و ساعت مچی ویولت می‌زنند. کفش‌شان همیشه برق می‌زند و وقتی کنار دست‌تان نشسته‌اند خیلی با اعتماد به نفس برای‌تان سخن‌رانی می‌کنند. شاید خیلی با سواد هستند یا ممکن است یک کالکشن بزرگ فیلم داشته باشند. بعضی آدم‌های جذاب و گیرا را دیده‌اید که با وجود همه فضایل‌شان شما دوست ندارید نزدیک‌شان باشید و حتی گاهی ناخواسته از اطرافشان پراکنده می‌شوید؟ آن‌هایی را می‌گویم که وقتی بهشان می‌رسید هیچ کدام از جذابیت‌های ظاهری و باطنی‌شان نمی‌تواند کمک‌تان کند تا بوی بد دهان‌شان را تحمل کنید!

تمام  یک و نیم متری محیط اطراف‌شان از غلظت بو سبز است و در آن لحظه حتی از دست ادکلن پانصد و خرده‌ای هم کاری برنمی‌آید. و بدتر از همه؟ این‌که به غیر از خودشان همه‌ی کسان و آشنایان از آن بوی سبز لعنتی خبر دارند؛ صرفا به روی خودشان نمی‌آورند، می‌دانید؟ فقط می‌خواستم بگویم آدم‌های متکبر هم دقیقا همین طوری هستند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١١
١
٠
دقیقن:|
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
١
٠
سلآم؛ نه...تحمل آدمای مغرور ومتکبر به مراتب سخت تره؟!
فائزه
فائزه
٩٤/٠٧/١٢
١
٠
لایک :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات