چوب معلم گله؛ هر کی نخوره...
متدها و تکنیک‌های تنبیه کردن در مدارس

چوب معلم گله؛ هر کی نخوره...

نویسنده : رضا تمجیدی

معلمی شغل انبیاست ولی فکر می‌کنم این جمله برای معلمین دوران تحصیل ما صدق نمی‌کرد و برای این حرفم دلیل دارم با من همراه شوید.

در زمان ما مهر ماه و مدارس با کابوس کچل کردن شروع می‌شد. روز اول مدرسه با به صف شدن زیر آفتاب و صحبت‌های طولانی مدیر مدرسه و تهدید کردنش، مرگمان می‌شد، خدا حفظش کند فکر می‌کرد مدرسه پادگان است و اگر ما کیف‌مان را می‌گذاشتیم و تفنگ دستمان می‌گرفتیم واقعا فرقی با پادگان نداشت. طوری حرف می‌زد و باد در غبغبش می‌انداخت که انگار در سازمان ملل سخنرانی می‌کند.

از مرحله اول که می‌گذشتی و وارد کلاس می‌شدی با معلمان روبه رو می‌شدی. همان گروه ضربتی که انگار قسم خورده بودند به بداخلاق بودن، چنان خط و نشانی می‌کشیدند که از همان ابتدا یک سال تحصیلی وحشتناک همراه با شکنجه را نوید می‌دادند.

اصولا تنبیه کردن در مدارس متدها و تکنیک‌های خاص خودش را داشت.که به علت زیاد بودن روش‌ها و تنوع آن‌ها در دو متن برایتان شرح می‌دهم.

بعضی از معلمان ابزار محور بودند که آن خودش به دو دسته تقسیم میشد؛ دسته اول ترکه محور بودند، این گروه صبح‌ها هنگام آمدن به مدرسه ترکه‌های تازه و شاداب درختان را می‌کندند و با حوصله برگ‌ها و شاخه‌های اضافه را جدا می‌کردند و می‌آوردند سر کلاس و عنوان می‌کنم که ایشان گیاه شناس هم بودند و می‌دانستند که هر درختی شاخه‌اش چه خاصیت‌ها و چه ویژگی‌هایی دارد، مثلا ترکه درخت بید سوزش زیر پوستی‌ای ایجاد می‌کند که سه تا پنج ثانیه دوام دارد، یا ترکه درخت آلبالو اثری روی دست بجا می‌گذارد و یک سوزش ممتد به همراه دارد و یا ترکه درخت گردو که بسیار کم یاب است و اگر گیر بیاید استفاده از آن دردی مشابه درد زایمان ایجاد می‌کند.

دسته دوم خط کش محور بودند و خودشان را درگیر شاخ و برگ درختان و بالا رفتن از درخت و .... نمی‌کردند. معمولا همیشه سه یا چهار نوع خط همراهشان بود،که شامل؛ خط کش طلقی نشکن برای تنبیه‌های سبک، خط کش چوبی برای تنبیه‌های متوسط و خط کش فلزی برای تنبیه‌های سنگین.

گروه دیگر از معلم‌ها چَک محور بودند که در قسمت بعدی به شرح آن و همچنین گروه‌های دیگر می‌پردازم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
من که تجربه ی این مدل معلما رو نداشتم ولی برادران گرام همیشه از ناظمشون و ترکه ی آلبالو حرف می زدن، یادم هست چند سال پیش برادرزاده ام یک معلم ترکه محور داشت!کلا فکر کنم از رسوم مدارس پسرانه بوده این تنبیه ها !=)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
بله در مدارس پسرانه پسرانه بیشتر بود حالا دلیلشو در متن های بعدی عنوان میکنم بهرحال ممنون بخاطر حضورتون
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
چوب درخت نخورده بودم هیچوقت ولی چن دفه ای بااین خط کش آهنیادبیرسال پنجمم زدمنو:((
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خخخخ اون آهنیا مال تنبیه های سخت بود ببینید چیکار کردید که با اون کتک خوردید ممنون دوست خوبم بخاطر حضورتون
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
نه آخه چیزدیگه ای نداش واس تنبیه! یادمه گفته بود قبض آبتون روبیارین مدرسه...من نبرده بودم براهمین.....:((
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خخخخ قبض اب؟چه جالب
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
معلمين ما البته شلنگ محور بودند و كابل محور!
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
بله این روش هم مرسوم بود و معمولا با شیلنگ حیاتشون ست بود.مممون بخاطر حضورتون
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
تجربه نداشتم و از نزدیکم ندیدم:دی..دهه هفتادیم دیگه.....تا وسطای متنتون در حال فکر کردن ب این بودم ک معنی ترکه چی میشه:||||||||||ممنون...عالی بود:)
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خخخخ پس فکر کردین واسه چی به ما میگن نسل سوخته.ممنون بخاطر حضورتون
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
البته ک ب شما نمیگن نسل سوخته..نسل سوخته دهه پنجایی ها هستن..شما ی چیزی ما بین ما و دهه پنجایی ها هستین...:دی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
حالا سوخته نیستیم ولی سیاه که شدیم
f_oneidi
f_oneidi
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
از انجایی که من نسل هشتادیم اشنایی محسوس نداشتیم اما دوره ی ما مشق محور بود و اینگونه تهدید ها که بیست و پنج صدم کم میشه از نمرتون نه اینکه خیلی درس خون بودم خخخخ ممنون از متن عالی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خوشبحالتون ما هم مشق زیاد داشتیم هم نمره کم میکردند و هم کتک میزدند ما حیف شدیم به خدا.ممنون بخاطر حضورتون
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خداروشکر تابه حال تجربه رو نداشتم:)) ولی از زبان پسرا زیاد شنیدم:D
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
بله واسع پسرا بیشتره و امیدوارم تجربه نکنید ممنون بخاطر حضورتون
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
من وقتی دانش آموز بودم معلم محوری بود حالا که معلم شدم شده دانش آموز محوری حالا درسمون زمزمه ی محبت هست یا نیست نمیدونم ولی امیدوارم جزو معلم خوب های خاطره ساز باشیم
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
قعطا همینطوره نسرین خانم.ممنون بخاطر حضورتون
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خدا لعنتشون کنه/من یکبار در دوره راهنمای با یک حرکت نمادین حق همشونو گذاشتم تو دستشون که تا چند روز کل مدرسه رو هوا بود!/اما نفهمیدن کار من بوده/خ
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خخخخ خوب کاری کردید انتقامجو.ممنون بخاطر حضورتون
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلآم؛ زمان مام خط کش و کتاب ابزار دم دست بودن؟! البته ما نیازی به این چیزا نداشتیم...معلم هامون یه داد سرمون میکشیدن حساب کار دستمون میومد؟!
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
این داد و بیداد ها که کار همیشگیشون بود ولی کو گوش شنوا.ممنون بخاطر حضورتون
پربازدیدتریـــن ها
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
درد ندیدن نوه دختری عمه بزرگ لیلا خانم

درمان درد دل

٩٦/٠٧/٠٢
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
باورم نیست هنوز

کو شقایق؟ کو؟ کجاست؟

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

كرم ابريشم من وقت تماشا نرسيد

٩٦/٠٧/٠٢
مواظب باشید نیفتید

افتاده ز چشم، می رود از دل هم

٩٦/٠٧/٠٣
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
در اتاق تاری

ای کاش آن زن من بودم

٩٦/٠٧/٠٣
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
تبلیغات