دلتکاف نوروزی

دلتکاف نوروزی

نویسنده : MONA-R

انگار همین دیروز بود که مدرسه پولم را برگرداند، که گفتند امسال اعتکاف نداریم، که با کلی ناراحتی دربه‌در دنبال جایی بودم، که از آن همه جا، فهمیدم مدرسه شما اعتکاف نوروزی دارد، که با هزار مشکل در آن‌جا اسمم را نوشتند، که روز اول اعتکافمان بود، که اتاق مطالعه‌ی من را در دفتر مشاوره، دور از همه گذاشته بودند، که با مشقت زیاد به طبقه بالا آمدم و با دو نفر هم اتاق شدم.

که زنگ استراحت شد، جرعه‌ای از شیرکاکائویم را می‌خوردم، که در ثانیه‌ای چشمان‌مان به هم گره خورد و ثانیه‌ای بعد در آغوش هم بودیم، که تو از چند سال فراق‌مان می‌گفتی و من گوش‌هایم را به تو سپرده بودم، که زنگ استراحت تمام شد، که از هم جدا شدیم، من در اتاق خود و تو هم در اتاق انتهای راهرو.

که  بحث جالبی پیش آمد، که صدای من و هم اتاقی‌هایم بیشتر شده بود، که اتاق کناری به دفتر اعتراض کردند، که مدیر آمد و مرا به اتاق دیگری فرستاد آن هم چه اتاقی، اتاق تو...

که بهترین فرصت پیش آمد تا با هم درد دل کنیم، که تو از این مدت جدایی‌مان بگویی و من تمام حواسم به تو باشد، که از حرف‌هایت بفهمم که عاشق شده‌ای، که تمام تلاش و فکرم را در این راه مبهم و نامعلوم بگذارم که از تو بخواهم فقط یک بار به من اعتماد کنی، که تو بگویی من به تو ایمان دارم، که در حرکتی پولادی، امروز صفحه دوم شناسنامه‌ات به نام معشوقه چندین و چند ساله‌ات سند بخورد.

آن هم فقط با یک اتفاق کوچک...

و من بمانم و یک دنیا دلتنگی و حرف‌های ناگفته...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
این آوردن «که» ها خوبه؛ ولی باید بدونید که در این مواقع باید از جملات کوتاه مرتبط به هم استفاده کنید و وقتی زیادی استفاده بشه (مثل همین متن) اون خاصیت ضربه زننندگی اولیه اش رو از دست میده
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
تیتر هم گویای مطلب نیست. کلمات ترکیبی از این دست هم باید ارزش افزوده ایجاد کنند و هم برای مخاطب گویا و واضح باشند. الان اگر کسی مطلب رو نخونه نخواهد فهمید که دلتکاف ترکیبی از دل و اعتکاف است
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٧/٠٩
٠
١
بله ممنون از انتقادتون,ديه بعد از 10 ماه دست ب قلم شدم اين مشكلاتم داره ديه :-) بهرحال متشكر :-)
mr.mohammad amin
mr.mohammad amin
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
من فهمیدم خودایی:دی
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
خداوکیلی منم مثل محمد امین فهمیدم ... آقا حامد :| شما مهندس برقین :| میدونم شمام فهمیدین خخخخخخ دارین شوخی می کنین خخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
:) قلمتان مستدام که دباره بنویسید
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی ممنون :) انشاالله :)
mr.mohammad amin
mr.mohammad amin
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
بح بح عالی بود...ایشالا خوشبخت باشند خانوم دوست:-) با همم پیر بشن ن ب پای هم:-) قلمتون مستدام زاده ی شبستری=)
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی متشکر :) ان شاالله :) اون آخریم نفهمیدم چی گفتین خخخ
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
مبارک دوستتون باشه :)) ما رو هم عروسی دعوت کنید خخخ
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
خیلی ممنون :) خخخ هنوز تازه عقد کردن، کوتا عروسی خخخ
v-qavam
v-qavam
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
سبک نوشتنتون تغییر کرده بهتر شده به نظرم دلیلش یا بخاطر این فاصله چند ماهیه که مطلبی ننوشتین یا بخاطر این بوده که مطلبو با کلی احساس نوشتین که اینقدر خوب تر شده:) از مطلب معلومه باعث و بانی وصلت شدین :) خوشبحالتون ثواب زیادی داره
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
تشکر ولی به نظر خودم بدتر شده چون خیلی وقته ننوشتم
admincheh
admincheh
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
منا خیلی خوشحالم شدم که اسمت روی روی مطالب جدید دیدم ، امیدوارم نذاری باز این قدر فاصله بیفته بین نوشتن هات ، من هم موافقم «که» ها اگه حذف شن خیلی مطلبت روون تر می شه و می دونم اگر به طور جدی شروع کنی باز به نوشتن هر روز بهتر می نویسی عزیزم:)
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
وااااااااایییی ممنون پاییزم ^__^ عزیزمی :* اره همینطوره، مرسی ان شاالله :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٨/١٧
٠
٠
سلام مونا خانوم ، خیلی وقته نیومدین به جیم ، اما بهرحال تولدتون مبارک ، امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشین :))
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام بر شما, خوب هستيد?بله ي مقدار مشغولم,خيلي ممنون از لطفتون,همچنين :-)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨