دلم تنگ است / شعر
شعری از حمید مصدق

دلم تنگ است / شعر

نویسنده : kianaz

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گل‌های باغ می‌آورد

و گیسوان بلندش را

به بادها می‌داد

و دست‌های سپیدش را

به آب می‌بخشید

دلم برای کسی تنگ است

که چشم‌های قشنگش را

به عمق آبی دریای واژگون می‌دوخت

و شعرهای خوشی چون پرنده‌ها می‌خواند

 دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می سوخت

و مهربانی را

نثار من می‌کرد

دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال‌ترین شمال

و در جنوب‌ترین جنوب

همیشه در همه جا

آه با که بتوان گفت

که بود با من و

پیوسته نیز بی من بود

و کار من ز فراقش فغان و شیون بود

کسی که بی من ماند

کسی که بی من نیست

کسی ...

دگر کافی ست

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
ممنون از انتخاب زیباتون کیاناز خانوم :)
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
خواهش ميكنم :)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
عالی بود. نصف شبی چسبید :))
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٩
١
٠
چه خوب :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٩
١
٠
سلام...بسیار عالی...
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام ممنونم
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
آفرین درود :) خیلی خوب بود
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
ممنونم
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
خوب بود، ممنون
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
سلام خواهش ميكنم :))
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
بسی زیبابود....مچکرم:)
دختر چادری
دختر چادری
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
خواهش ميكنم
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠