دل بی طاقتت چه‌ها می‌خواست / شعر
شعری برای همسران جامانده‌ی حاجیانی که در منا جان باختند

دل بی طاقتت چه‌ها می‌خواست / شعر

نویسنده : mandana

نفیسه سادات موسوی شعری را برای زائرانی سروده که در حادثه‌ی منا جان خود را از دست داده‌اند. این شعر وصف حال زنانی است که همسرانشان در این حادثه جان به جان آفرین تسلیم کرده‌اند. او این شعر را به «همسران جامانده‌ی حاجی‌های شهید» تقدیم کرده است.

چمدان را که جمع می‌کردیم،

هرکسی یک نفس دعا می‌خواست

پسرت عاقبت به خیر شدن

دخترت اذن کربلا می‌خواست...

اسم‌ها را نوشته بودی تا،

هیچ قولی ز خاطرت نرود

مرد همسایه شیمیایی بود،

همسرش وعده‌ی شفا می‌خواست!

من که این سال‌ها قدم به قدم،

پا به پای تو زندگی کردم

در خیالم دمی نمی‌گنجید،

دل بی طاقتت چه‌ها می‌خواست...

تو شهادت مقدرت بوده،

گرچه از جنگ زنده برگشتی

ملک الموت از همان اول،

قبض روح تو را مِنا می‌خواست!

عصر روز گذشته در عرفات،

در مناجات عاشقانه‌ی خود

تو چه گفتی که من عقب ماندم؟؟

که خدا هم فقط تو را می‌خواست؟!!!

ما دوتن هر دو همقدم بودیم،

لحظه لحظه کنار هم بودیم

کاش با هم عروج می‌کردیم،

کاش می‌شد...

اگر

خدا

می‌خواست...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
عصر روز گذشته در عرفات، در مناجات عاشقانه‌ی خود تو چه گفتی که من عقب ماندم؟؟ همه مون عقب موندیم خوش به سعادتشون که در حال انجام دستور خدا از دنیا رفتند.
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
خدا همه جان باختگان این حادثه رو رحمت کنه ...
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام؛ تلخه....ای روزگار :/
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
خدا همه رفتگان رو رحمت کنه // ممنون ازشمـــ:ـــ)ــــا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام:شعربسیارزیبایی بود.ممنون ازانتخابتون.خدالعنت کندآل منفوررا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣