برسد به دست جودی
خواهرانه نوشت

برسد به دست جودی

نویسنده : F_ahmadi

ناراحتی یعنی تنها خواهر کوچولوی پرحرفت دارد می‌رود! نه؛ عروس نشده، می‌رود دانشگاه...

وقتی به دنیا آمد با این‌که هفت ساله بودم و تقریبا از سن حسادت کودکانه‌ام گذشته بود اما خیلی دوستش نداشتم، راستش را بخواهید ازش بدم می‌آمد، آخر وقتی آمد من هم از تک دختر بودن در آمدم، هم شدم بچه وسطی! شما فکرش را بکن، یکهو همه توجه‌های پدر و مادر و البته کل فامیل از من برداشته شد و رفت سمت این موجود فسقلی نق نقو، حالا این وسط همه هم (مثلا طوری که من نشنوم) مدام می‌گویند «وای این خیلی از فائزه خوشگل‌تره» و فقط مامانم با یک تردیدی می‌گفت «نه فائزه هم خوشگله!»

این موجود تازه رسیده برایم عحیب بود، وقتی چهار سالش شد اوج روزهایی بود که حرص من را در می‌آورد، از دستش عصبانی می‌شدم، انگار متولد شده بود که من را اذیت کند، فقط منتظر بود من یک کاری بکنم، آن وقت بود که می‌زد زیر گریه و به بابایم می‌گفت که آبجی من را کتک می‌زند! شاید هم داشتم تاوان روزهایی را پس می‌دادم که دقیقا همین بلاها را سر برادر بزرگترم می‌آوردم، همان روزهایی که همه خرابکاری‌هایم را می‌انداختم گردن برادرم و او در واکنش به رفتارهای من تنها دفاعی که از خودش می‌کرد یک لبخند بود و گاهی یک بوسه روی گونه‌ام و چقدر با برادرم فرق داشتم که در جواب کودکی و شیطنت خواهرم سرش داد می‌زدم و البته جرات نداشتم کتکش بزنم، اما آرزویم بود! 

زهرا هر روز بزرگ‌تر و شیرین‌تر شد و من کم کم یاد گرفتم که دوستش داشته باشم، اما تا آمدیم هم صحبت‌های خوبی برای هم بشویم باید برود و بدشانسی از این بدتر نمی‌شود که برنامه‌هایت جور نشود که بتوانی با او بروی! 

موفق باشی کوچولوی دوست داشتنی پرحرف، زود به زود به‌مان سر بزن. 

مهندسی برق امیرکبیر مبارکت باشد. 

=============

پ.ن : موضوع بی ربطی بود برای سایت اما دوست داشتم مطلبی برای خواهرم این‌جا توی اکانتم یادگاری داشته باشم.

برسد به دست جودی .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
اخي چه رابطه ي خوبي
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنونم
aaasaeid
aaasaeid
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
بوس روی گونه توسط برادر؟؟؟یا علی تصورش هم سخته
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
شما الان رو نبین ،ما از اول روابطمون سرد نبود، بچه بودیم خیلی خوب بودیم باهم، :-D :-D :-D :-D
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
قوربون آبجی بزرگه........منو هوایی نکن دیه:دی.........
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ان شاءالله که موفق باشند و باشید و باشیم جمیعا :))
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
ان شالا.
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٣
جالب بود/ولی میره مهندسی برق تو شهر غریب که چی.بشینه خونه تا عروس بشه فوقش بره خیاطی یا آشپزی یاد بگیره...!این مدرکا به چه درد خانوما میخوره آخر
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
نمیدونم چرا کامنتای شما تایید میشه اصلا :| شما دخترتو نگه دار تو خونه آشپزی یاد بگیره بره زیر دست یکی دیگه بشه :|
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
زیر پوستی کامنت میزارم!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
تو تخته که رامون نمیدن/میخواین اینا هم تایید نشن!؟دیگه چی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
اگه دختر داشته باشم همین کارو میکنم از ابتدای بیشتر نمیفرستمش چون به دردش نمیخوره باید شوهرش تامین کنه خرج زندگیو واون خونه داری کنه.
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
دیگه همون دردی که مدرک مهندسی الکترونیک من میخوره. :-P :-P :-P :-P آخه شما بفرمایین به چه درد پسرا میخوره، والا همه با هم بیکاریم.
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
سلآم؛ تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت میکنم :)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
متشکرم.
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
تا چشم به هم بزنین درسشون تموم شده و برگشتند :))
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
آره ،خیلی زود میگذره این عمر گران.
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٤/٠٧/٠٨
١
٠
تبریک به جودی بانو
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
مرسی از طرف جودی :-D :-D
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
تبلیغات