عاشقانه‌های سیاسی!

عاشقانه‌های سیاسی!

نویسنده : shamim_mostafazadeh

این روزها عاشقانه نویس‌ها بسیارند و سیاسی نویس‌ها کم! و البته حق هم دارند و کاملا طبیعی ست. این‌که پای نفت همیشه وسط سیاست و اقتصاد بوده جالب‌تر است یا وقتی حرف از بوسه‌های یواشکی تو به وسط می‌آید و می‌رقصد؟ مثلا وقتی راجع به دهکده جهانی و جوامع بشری و دنیای مدرن حرف بزنیم جذاب‌تر است یا وقتی که می‌خواهم بوی ادکلن تو را توصیف کنم؟ خودت شاهدی که با وجود این همه واژه و لغت، کم آوردم در این‌که بخواهم بگویم رنگ بوی ادکلن تو جیگری ست و چیزی ست شبیه الکل‌های مست کننده که وقتی به مشامم می‌رسد به بالا می‌پرد و به مغزم می‌رسد و علاوه بر مست کردن، مویرگ‌های صورتم را متورم می‌کند، مثل آدم‌های الکلی که معمولا چهره‌شان قرمز و گر گرفته است. اصلا دوست دارم این گونه استدلال بچینم که الکل را از ادکلن‌های تو گرفته‌اند و نه بالعکس. این گونه برایت صغری و کبری چیدم ولی باز هم نتوانستم بگویم ادکلن تو چشم‌ها را می‌سوزاند و خاکستر می‌کند. اصلا شاید هم به افساری می‌ماند که مثل همه افسارهای دیگر رام کننده است.

حالا تو بگو توصیف سخت ادکلن تو جالب‌تر بود یا وقتی راجع به امپریالیسم اقتصادی حرف زدیم؟ تو بگو انگشت‌های لاک زده‌ام با رنگ گلبهی روی میز یکی از رستوران‌های ساده و تاریک شهر روح انگیزتر بود یا وقتی راجع به گزینه‌های مهم ولی نه چندان جالب آمریکا، حرف زدیم؟ اصلا تو هر چقدر هم که بخواهی برایم از انرژی‌ای حرف بزنی که گفته‌اند حق مسلم همه ماست، باز هم من انرژی شربت آلبالویی را می‌خوام که آلبالوهایش را با هم از باغ جمع کردیم و حالا داریم بعد از یک روز داغ می‌نوشیم. چه بد دختری هستم، یادم می‌رود راجع به سیاست‌های داخلی و خارجی کشورم فکر کنم و حتی کمپین قطره قطره و حفاظت از محیط زیست و تفکیک زباله از مبدا را نادیده می‌گیرم و اکثرا فراموش می‌کنم به سخنرانی‌های سران کشورم گوش دهم و تحلیل کنم. اصلا یادم می‌رود لایه ازن مدت‌هاست سوراخ شده یا این‌که سیصد روز از سیصد و شصت و پنج روز سال، تهران هوای آلوده دارد. و فقط دل سپرده‌ام به هواهای تک نفره‌ای که دو نفره‌اش می‌کنیم. به ادکلن تو می‌اندیشم که اگر تمام شود... خدا نکند تمام شود. به آن کلیات سعدی‌ام فکر می‌کنم که وقتی دو دستی آن را به سینه‌ام چسبانده بودم و با هم قدم می‌زدیم تو حسودی کردی و زیر لب غر زدی که چرا کتابم را بغل کرده‌ام!

حالا باز هم قضاوت با تو؛ راجع به مفاد لایحه بودجه سال جاری با من حرف می‌زنی یا در گوشم می‌گویی: «ترش با شیرین، مردد می‌شوم وقتی که تو / غنچه می‌سازی لبت را و لواشک می‌خوری!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
چقدر متفاوت وچقــــــــدر منشوری:دی!عاشقانه ی قشنگی بود؛لدت بردم:)))))
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
ممنونم که خوندید .. راستی منشوری یعنی چی ؟
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٦
١
٠
خیلی زیبا بود . واقعا از خوندنش لذت بردم . ممنونم :))
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
خوشحالم که خوشتان آمده . بسیار ممنونم
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
خیلی خوب بود :)
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
متشکرم .. سپاس
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
عالي با طعم پرتقالي :)
par!sa
par!sa
٩٤/٠٧/٠٦
٠
٠
آخی :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٧
١
٠
عه چه باحال/نداشتیم از این متنای خوی خوب تو جیم (:
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
عه ؟ ممنون . خوبی از خودتان است . تشکر که خواندید و نظر دادید
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
شمیم عاااالی بود. بهترین متنی که ازت خوندم:) خانم عاشق ؛)
shamim_m
shamim_m
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
وااااای . مرسی سحر .. خیلی خوشحال شدم دوست جونی جان
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
با این حساب چه روزها که در لابه لای مذاکرات پنج بعلاوه یک ننشسته ای و به مالکیت چهارخانه های پیراهنش دل نبستی..!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
تبلیغات
تبلیغات