اعتذار / طنز سیاسی

اعتذار / طنز سیاسی

نویسنده : nikdel35

کارت سوختم چون شده بی اعتبار

دولت تدبیر؛ دارد اعتذار

در صف کالا؛ سبد گم کرده‌ام

باکمی تاخیر؛ دارد اعتذار

روغن پالمو نمودیم نوش جان

گرچه بی تاثیر؛ دارد اعتذار

اسب زین کرده اگر از دست رفت

چون ظریفی می‌نماییم افتخار

چون بدهکاران شدند گردن کلفت

چاره دارد بانک غیر از انتظار؟

از طلب کاران خود عاصی شده

دزد سنگین وزن؛ کرده انتحار

در جنوب شهر تهران نیست جا

گشته مسکن در شمالش؛ احتکار

با همه تبعیض‌های بی‌شمار

میوه روید از درخت ریشه‌دار

زیستن با مردم این سرزمین

افتخاراست؛ افتخار است؛ افتخار

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی عالی بود
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود.اگه از خودتون بود که عالی!!
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود . ممنون
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
هنرمندانه و تخصص بود؛ به معنای واقعی طنز سیاسی بود ولی کمی کم بود..
nikdel35
nikdel35
٩٤/٠٧/١٨
٠
٠
بادرود وتشکر فراوان از توجه شما دوستان
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
تبلیغات