وحشتناک‌تر از حمله مغولان یعنی تو !

وحشتناک‌تر از حمله مغولان یعنی تو !

نویسنده : va_nahaie

گلچین موسیقی‌های بتهوون، بارانی بلند مشکی، لباس چهار خانه، سیگار به لب، چمدان چرم قهوه‌ای، تو خیلی باید احمق باشی جانم که برای نابودی کسی که اهلی‌ات شده، چنین صحنه و سناریویی طراحی کنی. مگر می‌خواهی «در انتظار گودو» را به روی صحنه ببری؟ مگر می‌خواهی امپراطوری رم رافتح کنی؟ نه قضیه از این قرار است جانم، کافی ست به کسی که اهلی‌ات شده به جای عزیزم بگویی عزیز من، یا وقتی گفت دوستت دارم بگویی منم همینطور ...

تو باید خیلی احمق باشی که فکر کنی ربط هر پک سیگاری که می‌کشی که حفره‌های ریه‌ات میترکد با هر باری که این‌جا پلک من می‌پرد صفر است. آن‌قدر نباش تا نبودن را در حق جهان تمام کنی. راستی کی بود گفت به درک که نیستی، از حمله مغولان که بدتر نیست؟ باید برایش بگویم از حمله مغولان وحشناک‌تر است، هر بار روشن شدن صفحه گوشی و پیامک‌های تبلیغاتی و رعشه به جان نحیفم. بیاید برایش بگویم بدتر است از حمله مغول‌ها این‌که هر بار در را بستی تا دیگر نیایی، دلم پهن شد کف زمین . بدتر است از حمله مغول‌ها حلقت را پاره کنی و هنوز هم دوست داشتن کافی نباشد، بدتر است از حمله مغولان که دیگر نتوانی از بی‌غمی‌ها بنویسی، دست به دامان حافظ شدن در عصرهای طولانی تابستان یعنی حمله مغول‌ها، یعنی بمباران هیروشیما، یعنی جنگ جهانی سوم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
بدتر است از حمله مغولان که دیگر نتوانی از بی‌غمی‌ها بنویسی // خیلی خوب بود مرسی دوست عزیـــ:ـــ)ــز
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/٠٧/٠٧
٠
٠
نمی دونم چی شده که سیگار و دودش این قدر زیاد قاطی تصویرسازی های عاشقانه ی ما شده . جنگ جهانی سوم زیر شماست پس؟=)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
من همیشه این جور مطالب رو با یک بار خوندن خوب نمیتونم درک کنم. حداقل لازمه 2 بار بخونم تا دقیقا بفهمم چی شده :دی ولی خب قشنگ نشوته بودید تصویر سازی همون خط اول خودش کلی خوف داره توش :)
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
بلی :-(!!!!! خیلی ممنون از لطفتون بزرگوارید 😊
va_nahaie
va_nahaie
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
زیاد و روتین شدنش رو موافقم ب همین علت سعی کردم کمی متفاوت تر بیانش کنم ....دیگه کاریه که از دستمون برمیاد 😂😂😄😄😄
par!sa
par!sa
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
چ قشنگ :))
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
چه تشبیه خوبی ...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات