پارسال همین موقع همین روز

پارسال همین موقع همین روز

نویسنده : i_banu69

از صبح که بیدار شدم تا بروم دانشگاه همه‌اش یاد پارسال همین روز همین موقع افتادم. یاد پارسال این موقع که دوشنبه بود. پارسال این موقع که تو بالاخره بعد دو هفته از شروع کلاس‌ها آمدی دانشگاه و نمی‌دانی من چقدر غرق آرامش و شادی شدم. این‌که آن پیرهن سرمه‌ای که برای اولین بار تنت کرده بودی یک اندوه عجیب با خودش داشت. پارسال این موقع تو بدون این‌که کسی بداند با درد دست و پنجه نرم می‌کردی و صورتت آن‌قدر آرام بود که اصلا آدم باورش نمی‌شد که یک درد وحشتناک دارد قلبت را ازپا درمی‌آورد.

امروز هم همه پسرها توی دانشگاه شکل تو بودند. شکل تو پیرهن سرمه‌ای تنشان بود. آستین‌هایشان را تا زده بودند. حتی آدم از دور فکر می‌کرد که خود تو هستند. نمی‌دانم شاید تو هم امروز همه‌اش یاد من بوده‌ای. این‌که مثلا یادت باشد که پارسال همین موقع من آن روسری ساتن فیروزه‌ای را پوشیده بودم. یادت باشد که من دو صفحه را سریع توی کلاس ترجمه کردم و خواندم و تو بهم گفتی خانم... شما توی ترجمه فوق العاده هستید و من از خوشحالی داشتم پرواز می‌کردم. یادت باشد که من کتاب «من زنده‌ام» را که تازه خریده بودم؛ دستم گرفتم و تو چند لحظه جذب کتاب شدی و من بی‌هیچ حرفی کتاب را دادم دستت و گفتم: هر موقع که خوندین برگردونیدش. و تو آرام و مهربان و متین مثل همیشه گفتی: چشم دست شما درد نکنه.

این‌ها حس و حال خوب پارسال این موقع بود. مطمئن باش 100 سال هم که بگذرد همین موقع من یادم هست که یک پسر فوق العاده خوب بوده که من بی‌نهایت دوستش داشتم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
خیلی غم داشت....
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
:(
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
عالی بود:(
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
:( ممنونم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠١
٢
٠
کاش ما هم یکبار توی زندگیمون کسی عاشقمون میشد
نعیمه السادات زینبی :)
نعیمه السادات زینبی :)
٩٤/٠٧/٠٢
٢
٠
چقدر شعر نوشتیم برای باران..غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود.. ممنون بابت مطلبت . دلم گرفت..
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
:(
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
مُرد ینی؟؟!:((((( چقد غم نوشته هاتون سنگینه...!دلم گرفت!زیبا نوشته بودین:)
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
شما چی فکر می کنی؟
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
من فكر می كنم عشق های حقيقی هيچ وقت نمی ميرند .
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
البته حق با شماست دوست بزرگوارم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
چه عشقهای/خدا نصیب کنه/خوشبحال طرف
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/٠٣
٢
٠
ان شا الله نصیب شما هم بشه خخخخخخهه
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٧/١٧
٠
٠
:-)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨