دلم کمی بچگی می‌خواهد!

دلم کمی بچگی می‌خواهد!

نویسنده : Far!de

چه دنیای جالبی ست دنیای بچه‌ها، پاکی و معصومیت‌شان ورد زبان همه است، همه آدم بزرگ‌ها. از صداقت‌شان هم که چیزی نگویم بهتر است.

و من؛ نمی‌دانم چه بر سر دلم آمده است که می‌خواهد کمی بچگی کند. نمی‌دانم! شاید هم می‌خواهد که برای تمام اتفاقاتی که در این سال‌ها برایش افتاده است، دلیلی بچگانه بیاورم تا شاید قانع شود به این وضع.

اما چه دلیلی؟ چگونه آرامش کنم؟ بگویم: دلم؛ حالا که زمین خورده‌ای اشکالی ندارد، فقط کمی از مورچه‌ها را که روی زمین بودند؛ کشتی؟

یا مثل بقیه بگویم: قسمت نیست...

آخر خدای من این قسمت را کجا فرستادی که هر وقت نوبت من می‌رسد، می‌گویند.

دلم؟ آرام می‌شوی این‌گونه؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_babaei
f_babaei
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
ګذشت زمان دلو آرومش میکنه.
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
فعلن که بعد دو سه سال...تغییرچندانی نکرده!ممنون ازحضورتون...:)
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
عزیزمی.....همیشه آروم میشه دلت بایادخدا:)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
یه طوری شده که حس میکنم رو دست خداموندم....مرسی ازحضورت عزیزم:)
r_riahi
r_riahi
٩٤/٠٦/٣١
٠
٠
من هم دلم کمی بچگی میخواهد // ممنون از شما
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
هی...ممنون از حضورتون...
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
الا به ذکر الله تطمعن القلوب:)ایشالل هلت همیشه اروم باشه:)
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
ممنونم...خوش اومدی:))
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
توی مطلب اولتون هم عرض شد؛ برای شروع خوبه ولی برای ادامه دل نوشته اصلا خوب نیست. حتما سراغ سوژه های روز اجتماع برید. چیزهایی که ذهنتون رو به خودش مشغول کرده؛ چون این سبک نوشته ها به پیشرفت نویسندگی شما کمکی نمی کنه
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
چشم....ممنون...:)
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٩/٠٦
٠
٠
این دلم کمی بچگی میخواد چقد جمله آشناییه برا من خخ
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
خیلی خوش اومدین...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
هه من میدونم چرا
elnazi
elnazi
٩٥/٠١/٠٧
٠
٠
چی شده غزاله جان؟؟
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤